بهترین راه های خوکشی

بهترین راه های خودکشی

بهترین راه های خودکشی 

بهترین راه های خوکشی

اما قبل از شروع هر کاری باید به بعدش یا به عبارتی به عواقبش فکر کرد

 لطفا پنج دقیقه وقت خود را به همین نوشته اختصاص دهید …

 

تجربیات چند افسرده در مورد بهترین راه های خودکشی  (حتما بخوانید)

 

این نوشته توسط تجربیات چند شخص مبتلا به بیماری افسردگی نوشته و ویراستاری شده است 

گاهی اوقات با توجه به اینکه زندگی با شرایط ما بر وقف روزگار نیست و مشکلات و سختی های

زیاد تصمیم برخودکشی میکنیم , اما این نکته رو همه میدونند که این تصمیم برای اولین بار در ما

شکل نگرفته و بارها و بارها این فکر در ما شکل که گرفته که با گذشت زمان از اینکه از این تصمیم

منصرف شدیم گاها خوشحال و یا ناراضی نیستیم, 

چگونه خود را از این افسردگی نجات دهیم ؟؟

  1. از قدیم میگن دیونه غم نداره هیچی کم نداره : گاهی اوقات باید بیخیال شد از تمام دنیا و

مشکلات , و هر چیزی که باعث میشه ناراحت بشیم , بهش فکر نکنیم و با سرگرمی های مورد علاقه

وقتمون رو پر کنیم حتی با جیب خالی و قدم زدن.

چون به هر حال این مشکلات موقتیه و چه ناراحت و چه خوشحال میگذرد و سعی کنیم این مدت رو

یک جوری بگذرونیم که به بدنمون آسیب نرسونیم آخه چه چیزی از جون آدم با ارزش تره …. هیچی 

حتی نزدیک ترین افراد یک خانواده که از دست میرن مدتی ناراحتن و بعدش بیخیال میشن …..

چرا ما برای اینکه مورد توجه قرار بگیریم و یا از مشکلات موقتی خلاص شیم بمیریم به چه قیمتی ؟؟

آیا دیگران ارزش این حرکت مارو ندارند مطمئنا نه و اینکه اگر بعد از خودکشی زنده بمونیم با لقب 

دیوانه و یا روانی بهمون نگاه میکنند و هیچ موقع بهمون اعتماد ندارند.

    ۲٫ حس موقتی : این احساس موقتیه و وقتی این حس رو داشتین سعی کنین

 هر جور شده آهنگ شاد گوش کنین حتی اگر آهنگ شاد گوش نمیدین و تو اون لحظه 

نمیتونین گوش کنین تکرار میکنم گوش کنین و بعدش با دیدن فیلم های طنز و سرگرمی

   ۳ . سعی کنید به نقاط مثبت زندگی تون فکر کنید هر چی که خوشحالتون میکنه و امید میده

   ۴٫ هیچ چیزی ارزش افسرده شدن مارا ندارد و هیچ کاری برای گناهکار بودن ما وجود نداره و حتما

    قسمت این بوده و شده و پس بیخیال

  ۵٫ سعی کنیم همیشه به خودمون برسیم .. ورزش کنیم … بیرون بریم … لباس بخریم و از همه مهمتر 

  در اجتماع حضورمون رو پررنگ تر کنیم

   ۶ . در صورتی اینکه با خوانده کامل این مقاله حالتون بهتر نشد , در قسمت نظرات پایین این مقاله مشکلتون رو

   مطرح کنیم اگر نتوانستیم کمک کنیم بهتون پیشنهاد میکنم حتما به یک مشاور مراجعه کنید .

  و این رو بدونید این مشکل رو باید جدی بگیریم و اکثرا همه این مشکل رو دارند

 قابل حل هست. همچنین مطلب پایین رو هم بخونین…

 

لطفا اگر این مقاله رو خوندین در نظرات سایت شرکت کنید : مرسی

 

 

خودکشی در جهان و ایران

خودکشی کلمه ای که خیلی ها از این کلمه متنفر هستند سالانه در جهان بیش از ۵ میلیون

مورد خوکشی اتفاق می افتد و در ایران هر چند جزء کشورهایی است که خودکشی در ان

بخاطر عقاید و ایمان به خدا کمتر اتفاق می افتد ولی باز هم سالانه بیش از ۳ هزار نفر

اقدام به خودکشی میکنند که عده ای میمیرند و عده ای دوباره به زندگی برمیگردند.

چرا خودکشی ؟

خودکشی دلیل هایی دارد که بیشتر به علت مشکلات روحی و اجتماعی و شخصیتی

و دوری از ایمان و توکل به خداست البته گاهی اتفاق ها و حوادثی مانند از دست دادن

عزیزان یا بیماری یکی از افراد خانواده و یا بی صبری در برابر مشکلات زندگی یا بیماری

غیر قابل تحمل یا افسردگی شدید و تنهایی یا شکست عشقی یا مشکلاتی مانند

شهوت رانی و زنا بازی و به فکر هوس و لذت بودن یا ایده های پوچ و فکر های شیطانی

و بی دینی یا شراب خوراری و مست کردن یا اعتیاد و ورشکستگی مالی یا دنیا پرستی

و و عشق به پول یا گاهی بخاطر خیانت یا غرور یا عذاب وجدان بخاطر جرم هایی که

انجام داده است فکر و یا انجام خودکشی به عده ای القا میشود که باید تمام شود این زندگی !

پیامد ها و عوارض خودکشی برای اطرافیان

شاید گاهی همه چیز آن طور که خودات میخواهید درست پیش نرود شاید اقدام به

خودکشی کنید ولی موفق نشوید و دوباره زنده بمانید ولی با مشکلاتی بیشتر مانند

درد ها و بیماری هایی که از عمل خودکشی خود در بدن شما باقی مانده بمانید

و باید کمی فکر کرد شاید خدا خواسته شما را امتحان کند شاید شما زنده بمانید

و ببینید که اطرافیان و خانواده شما بخاطر عمل و کار شما از غصه و غم سکته کرده اند

یا بیمار شده اند حالا شما می مانید و عذاب وجدان بیشتر ایا راه فقط خلاص شدن

از این دنیاست قطعا نه , شما اگر میخواهید از درد ها و مشکلات این دنیا با خودکشی

فرار کنید چطور میخواهید در ان دنیا از بودن در جهنم پر از عذاب که همه ادیان درباره

خودکشی این دیدگاه وعده جهنم را داده اند و عذاب این عمل و دیدن خانواده

و عزیران و اطرافیان و دوستان خود که از دوری شما و تنهایی زندگیشان پر از عذاب

و غم و درد شده اند را از ان دنیا ببینید قطعا پشیمان خواهید شد و با خود

و به خدا خواهید گفت کاش میشد برگردم به دنیا و جبران کنم ….

چطور خودکشی کنیم

چطور خودکشی کنیم

دیدگاه دین اسلام درباره خودکشی

در دین اسلام خودکشی حرام و گناه کبیره و بزرگی است و در آیات قران امده است

که هر کس خودکشی کند بهشت هم بر او حرام میشود و گناه بزرگی انجام داده است

و خدا در قران فرموده خود را نکشید تا با شما مهربان باشم و هر کس این کار را انجام دهد

در جهنم خواهد بود و این کار برای خدا آسان است …

دیدگاه دین مسیحیت درباره خودکشی

در همه اشکال مختلف مسیحیت خودکشی کاری اشتباه و گناه شمرده شده است

زیرا که زندگی از طرف خدا به انسان هدیه داده شده است و نباید دست به کار آفرینش

و نظم خدا و بدن انسان که از طرف خداست آسیبی زد پس این عمل گناه محسوب میشود

و همینطور مسیحیان هم به ده فرمان عقیده دارند مانند یهودیان

که قتل نکنید نه کسی را بکشید و نه خود را بکشید

دیدگاه دین یهودیت درباره خودکشی

یهودیان خودکشی را گناهی بزرگ میدانند و هر کس به کسی که قصد خودکشی

دارد کمک کند هم او را گناه کار میدانند و در این دین شخص که خودکشی کند

را جدا از مردم عادی یهودی در جای دیگر دفن میکنند و در تورات و ده فرمان انها

توسط خدا که به حضرت موسی داده شده است در فرمان پنجم گفته شده که

قتل نکنید نه کسی را نکشید و نه خود را بکشید و واژه قتل در اینجا کلی گفته شده است

 

برای آرامش و یاد خدا شما را به دیدن کلیپ زیر که نجوایی زیبا

با خدا با تصاویری زیبا و آرامبخش از طبیعت است دعوت میکنیم

……………………..

 

سوالهایی که در یک ذهن یک انسان افسرده و نا امید برای خودکشی شکل میگیرد : 

بهترین قرص خودکشی چیست, راه های خودکشی بدون درد,خرید اینترنتی قرص سیانور

,شرکت های خودکشی در ایران و جهان ,زندگی بعد از خودکشی,خودکشی کردن و زنده ماندن

,خودکشی با قرص خواب,خودکشی با استامینوفن و دیازپام.خودکشی با قرص برنج,

خودکشی و رفتن به کما,چگونه خودکشی کنیم ولی نمیریم,روش های خودکشی ناموفق

,خودکشی نمایشی,چگونه نیمه خودکشی کنیم,انواع مدل های خودکشی,سریع ترین روش خودکشی

,روش های خودکشی کردن,چطور سریع و بدون درد بمیریم,چطور سریع

و بدون درد خودکشی کنیم,نظر ادیان درباره خودکشی,نظر اسلام درباره خودکشی

,نظر دین درباره خودکشی,دلایل خودکشی کردن,دلیل اصلی خودکشی,بهترین روش های خودکشی,چطور خودکشی کنیم  و …..

 

 

انواع روش های خودکشی

در دنیا روش ای زیادی برای خودکشی وجود دارد مانند خودکشی با اسلحه یا تصادف یا

غرق شدن یا پرت شدن ار ارتفاع و مسمومیت با انواع قرص ها و سم ها که همه انها

با درد و سختی همراه خواهد بود و بعد ان چیزی جز نابودی و سختی های بیشتر در انتظار

شما نخواهد بود ولی با زندگی کردن در راه خدا هر چند نامیدی در سراسر زندگی شما

و مشکلات وجود دارد میتواند شما را به ارامش برساند پس به جای خودکشی با خدا مناجات

کنید به مکان های ارامبخشی که در این دنیا وجود دارد مانند طبیعت و مکان های مقدس

در این دنیا بروید به صدای های آرامبخش طبیعت مانند آب گوش دهید به چهره های کودکان

و نوزادان و بچه های معصوم و پاک نگاه کنید و به خدا امید داشته باشید که در ان دنیا هر

چه شما میخواهید را به شما خواهد داد فقط با یاد خدا باشید و خدا رو فراموش نکنید

که خدا کلید همه مشکلات زندگی این دنیا و ان دنیا خواهد بود هر خوشبختی بخواهید

هر کسی را که بخواهید همراه با خانواده خود در ان دنیا به شما خواهد داد فقط عاشق

خدا باشید این دنیا و افرینش انسان بی دلیل نیست این دنیای چند ساله فقط

دنیا امتحان است اگر پیروز شوید در امتحان دنیا در ان عالم ابدی به شما بهترین ها داده خواهد شد

 

 

 

…………………..

اختصاصی سایت میدانم

برچسب ها:

بازتاب از سایت

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars ممنون میشم شما هم امتیاز بدین

نظرات (169)

  • مهلا

    |

    منم چندین بار خواستم این کار رو انجام بدم ولی واقعا میشه امید داشت و به چیزهای خوب فکر کرد :)

    Reply

    • امیر

      |

      لابد دوس پسرت ولت کرده همه دنیات تو ی پسر زپرتی خلاصه کردی

      Reply

  • نسرین

    |

    واقعا چرا بعضی ها این تصمیم میگیرن من هر وقت خبر خودکشی تو روزنامه ها رو میخونم موهام سیخ میشه چه برسه به هش فکر کنم

    Reply

    • میلاد

      |

      من خودم نزدیک ۴ سال تو شرکت پدرم کار میکنم و پدرم همیشه با من مثل ناپدری رفتار میکند در همه زمینه ها و حتی اجازه عوض کردن شغل را هم نمی دهد در کل من بار ها به این فکر خودکشی رسیدم ولی نمی دانم چه کار کنم و هیچ وقت خدا کمکم نکرده و سال هاست به فکر خودکشی ام میدانم عواقبش را ولی وقتی آدم به بن بست برسه نمیشه کاری کرد

      Reply

      • مهرسان

        |

        سلام منم دقيقا همين مشكلو دارم

        Reply

      • ناشناس

        |

        خاک تو سرت کنن که به خاطر پوچ و هیچ میخوای خودکشی کنی

        برو ببین ملت دارن چه دردی میکشن!
        اونم نه یه روز نه دور روز درهای چندیدن ساله که حتی فکرشم تو رو ازار میده
        االهم اشف کل ……

        Reply

      • امیر

        |

        مشکل من بر عکس شماست.پدر من اصلا اینده من براش مهم نیست و با توجه به توان مالیه خوبش هیچ کمکی به من نمیکنه
        نمی دونم چطور میتونه

        Reply

    • Sam

      |

      وقتی ببینی پشتت خالیه
      از همه نظر تنهایی چه مالی چه عاطفی و…
      پشتوانه ای نداشته باشی
      و تنها باشی

      به فکر تموم کردن این زندگی میوفتی اما فقط به فکرش
      و بعد از اون یه جرقه کوچیک کافیه تا تمومش کنی

      حال الان منو و خیلیا دیگه که بخاطر هر مشکلی پایان دادن به زندگیشونو هیچکس درک نمیکنه
      الانم که دارم این پیامو مینویسم چند دقیقه با مرگ فاصله دارم چون آخر خطم
      بعد از ارسال این پیام هم میرم اون بالا
      فقط اینو میتونم بگم
      تنهام ، خیلی تنهام …

      Reply

  • علی

    |

    همیشه باعزت زندگی کردن بر بودن با ذلت افتخاره

    Reply

    • محمد

      |

      عزیزم میگن مردن با عزت بهتر از بودن با ذلت است . و جمله شما معنی خاصی نداشت

      Reply

    • ستایش

      |

      چ ضرب المثلی بدم با طلا بنویسنش!

      Reply

      • Marefin

        |

        دیگه از ندگی بریدم دیگه هیچی برام مهم نیست جز مرگم

        Reply

      • ئاگرین

        |

        تنها مرگ است که دروغ میگوید

        Reply

  • زری

    |

    ادم لایق و توانمندی هستم.ولی فوق العاده تنها و بی پشتوانه.تو هر جمعی وارد شدم و دست به هر کار زدم همیشه موفقیتم چشم گیر بوده.اما در خانواده هیچ وقت موقعیت مناسبی نداشتم.همه جا مورد توجه و تمجیدقرار میگیرم به غیر از درون خانواده.خیلی تنهام.و همیشه تنهایی و بی پشتوانگی به زمینم می زنه…تو مدرسه دانشگاه همه در حد چشم گیری بهترین بودم.اما خانواده با این تصور که جامعه پر از گرگه و من یه بره احمق و ساده همیشه مانع حرکت و رسیدنم به موفقیت شدن.مانع حضورم تو اجتماع شدن.خانوادم مشکلات روانی دارن و بی دلیل همگی ترکم کردن.خانواده شوهرم دایم از بابت اونا سرکوفت میزنن به من.شوهرمم مدتیه شده مث اونا.یه پسر ده ساله دارم که تا حالا بخاطر اون دست به خودکشی نزدم اما الان دیگه حس میکنم اون بدون من میتونه گلیمش رو از اب بیرون بکشه… تموم اونایی که هیچ استعداد و توانایی نداشتن همه برا خودشون کسی شدن و من یه زن تنهام که تنها داراییم چند تکه لباسه از تموم این دنیا‌‌‌‌‌‌ و تمام وقتم مث یه کلفت درگیر شستن و پختن و تمیز کردن…بدون اینکه به چشم بیاد وو حتی یه تشکر ساده بشنوم.یه بند داد و فریاد و تحقیر و توهین…هیچ امیدی به زندگی ندارم و مدت هاس دارم به خودکشی فکر می کنم.از طرفی بیمار هستم و همه اطرافیانم دارن دعا میکنم که رو دستشون نیفتم.خانوادم از ترس هزینه های بیماری و گرفتاری ترکم کردن و شوهرم و خانوادش دایم بابت رفتارشون تحقیرم میکنن و منت سرم میذارن.گاهی میگم بذارم برم به هر سختی که هس یه لقمه نون در بیارم برا خودم و تو خیابون بگذرونم مابقی زندگی رو….اما شب که میشه ترس از بی پناهی پشیمونم میکنه.اینه که هر راهی میرم اخر سر میرسم به خودکشی

    Reply

    • فرزین صادقی

      |

      باسلام هیچ وقت نامیدنشویدشمامیتوانیدکه بامراجعه به دکترروانشناس ودرد دل کردن وباخواندن کتابهای انگیزشی وهدفمندمیتوانیدبه موفقیتی که میخواهیدبرسیدهمیشه راهی وجودداره هیچوقت ازتلاش دست برندارچون تمامی بزرگی انسان به همین تلاش کردنش هست

      Reply

    • صدف

      |

      ازتظرمن بهترین راه خودکشه
      موفق باشید

      Reply

    • سیاوش بی سوگ

      |

      واقعا آنچه نوشتید ناراحت کننده بود . امید اصلاح زندگی در منم خیلی وقته مرده است . بهترین راه خودکشی با گازه . بدون دررد و همراه با سرخوشی…من در حال زمینه سازی برای خودنابودی با گازم . به شما هم توصیه میکنم. با درود و احترام فراوان

      Reply

      • در آرزوی پرواز

        |

        دوست عزیز اگه هنوز زنده هستی توضیح میدی دقیقا خود کشی با گاز چجوریه و چکار باید بکنیم ؟

        Reply

    • عباس

      |

      دوست عزیز سلام. منم مشکلات تقریباً مشابهی با شما دارم. البته شما خانم هستید و من یک پسر ۲۵ساله. نمیدونم تا به حال به مشاور مراجعه کردید یا خیر. بهتون توصیه میکنم این کار رو بکنید. گاهی اوقات صحبت کردن با یک شخصی که با تمام وجود به حرفهامون گوش میده مارو خالی میکنه. البته مشاوران خوب به آدم راههای رسیدن به شادی رو نشون میدن. براتون آرزوی شادی میکنم. خدا پناه دل بی پناهتون باشه.

      Reply

    • تنها

      |

      یکم کمک مالی کن بهم

      Reply

    • نا شناس

      |

      سلام داستان زندگی تو خوندم منم همچین سرنوشتی رو دارم و خانوادم همچین مشکلی دارم به نظر من اگه زدی به سیم اخر دیگه بی خیال همشون شو واز اونجا بزن بیرون شاید اولش سخت باشه وبه کار هایی مجبور بشی دست بزنی که دوست نداری و حداقل از دستشون راحت میشی

      Reply

  • علی

    |

    منم چند بار فکر خودکشی به سرم زده احساس میکنم یه چیز اضافی هستم و همه از من بدشون میان ،آدم بی عرضه ای هستم و هیچ ارزشی ندارم ای کاش اصلا به دنیا نمی آمدم .

    Reply

    • علی

      |

      وقتی خودمو توی آینه می بینم از خودم بدم میاد دوست دارم آینه رو بشکنم اصلا به خودم اعتماد ندارم و میخوام از شر خودم خلاص بشم.

      Reply

      • فرزاد

        |

        چه چیزی باعث شده شما همچین فکری داشته باشید ؟

        آیا میدانید وجود حشرات هم برای این دنیا مفید واقع شده

        لطفا با ورزش در روز حداقل ۱ ساعت

        و همچنین مشغول شدن به کار این حس رو از خودتون دور کنید

        Reply

        • علي

          |

          كدوم كار دوست عزيز؟

          Reply

  • چه فرقی میکنه

    |

    کاش مثل سوییس یه جایی بود ادم میتونست بره و راحتش کنن از زندگی…همش همه میان از خدا و پیغمبر و …میگن….اقا جان یکی زندگی رو نمیخواد کمکش کنین بره…شما بمونین حالشو ببرین….من هیچ کسی رو ندارم تو این دنیا….تنهای تنهام….به هر کی خوبی کردم بدی دیدم…..الانم که میبینین نا امیدم بخاطر پستی بلندیای زندگی نیست که زیاد هم داشتم …الان مچ پام درد میکنه ۸ ماهه پپردمو در اورده…..نمیدونم چرا زندم…..کاش سرطان کشنده دیگرانو به من میدادن من بمیرم زندگی مال عشاق زندگی

    Reply

    • بنده خدا

      |

      منم شدیدا از این زندگی کوفتی متنفر شدم اینبار وولی برعکس شمام وجود داره من از خونواده ای ک دارم متنفرم حالم ازشون بهم میخوره بخصوص مادرم به خون من تشنس انگاری همه بچه هاشو دوس داره جز من برا هیچکدومشون کم نذاشته جز من خیلی خستم این روزاس ک دیگ قراره خودکشی کنم ولی نمیدونم چجوری حتی نمیزارنم برم بیرون قرصینا بخرم تو شهرستون زنگی میکنم و خیلی نا امیدوارانه از همه چی چونبه هیچکدوم از ارزوهام نمتونم برسم و خیلی محدودم حتی نمیزارن ترک کنم خونه رو با اینکه توی یه خونواده کاملا فاسد(بخصوص برادر و مادر) دارم دق میکنم دستم به هیچ کجا بند نیس همیشه کوتاهی کردن در حقم هیچوقت کمکم نکردن بلکه همیشه سرکوفت اضافه بودنمو.. خدا نمیخواستم بوجود بیام یا همین امشب خودت تمومم کن یا راه حل بگین فردا خودم تمومش کنم?

      Reply

      • آقا حامد

        |

        و ایا خدا کافی نیست برای تمام نداشته ها …. تا خدا هست غصه چرا … اگه همه دنیا هم بیخیال ما بشن متنفر باشن از ما ولی خدا رو که داریم و چه چیزی بهتر از خدایی همیشه کنارمونه با خدا مناجات کنید با خدا بیشتر همنشینی کنید دعای کمیل رو با ترجمه فارسی بخونید و به تک تک کلمات این دعا بعد از خوندن فکر کنید سوره الرحمن رو با ترجمه بخونید و بدونید که چه چیزهای خوبی در انتظار ماست اگر فقط با خدا دوست باشیم چه همنشینی بهتر از خدا دوست عزیز و اگر هیچ دلیلی برای زندگی نباشه تو این دنیا ولی هنوز خدا هست کسی که تا اخر عمر و بعد این دنیا با ماست پس هوای خدا رو داشته باشیم تا این دنیا ما عاشقی کنیم و مطمئن باشید اون دنیا خدا براتون عاشقی میکنه و هر چی بخواین و هر ارزویی که این دنیا داشتید و بهش نرسید بهتون میده دوست عزیز با همه سختی مبارزه کنید فقط به عشق خدا این دنیا آزمایش و امتحان ماست هر چه امتحانان سخت تر پاداشش در ان دنیا بیشتر …

        Reply

    • آرزو

      |

      خودکشی راه حل هیچ مسئله ای نیست! این شرکتایی ک میگین کمک ب خودکشی میکنن جنایت میکنن جنایت! با جون مردم بیزینس راه میندازن.من نمیخوام شعار بدم.حرفامم مال خودم نیست..حرفای خداست ک میگه ناامیدی بزرگترین گناهه! همون خدا خودکشی رو حرام کرده بر بندش.گفته بنده ی من!خودم بهت جونتو دادم خودمم ازت میگیرم.اگه ب من اعتماد داری…اگه اعتقاد داری ک من کاملترینم پس کار منو ب من بسپار! کسی چ میدونه…شاید خدا منتظر اعتماد کامل ماست..منتظر اینه ک ما خودمونو ب دستش بسپاریم تا یه راه جلو پامون بذاره!
      براتون آرزوی صبر دارم?

      Reply

  • سینا

    |

    من بیشتر از دو سال بود که برای المپیاد می خوندم و از خدا خواسته بودم بعد از اینکه مدال گرفتم جون منو بگیره چون دیگه به آرزوم رسیده بودم ولی الان که مرحله دوم رو دادم خیلی خوب نتونستم توانایی هام رو نشون بدم و این خیلی منو اذیت می کنه اگه قبول نشم باید کنکوربدم اینارو گفتم تا دوستان بدونن همیشه کسایی هستن که تو شرایط خیلی بدی دارن زندگی می کنن و خود کشی هم نمی کنن ببخشید که خیلی طولانی شد

    Reply

  • بنده خدا

    |

    سلام، من هیجده سالمه و فک میکنم هیجده سال زمان طولانی برا زندگی کردن بوده ودیگه واقعا به اندازه کافی زندگی کردم وبسه دیگه تازه دیگه نمیخام بیشتراز این بزرگ بشم.

    Reply

  • میم

    |

    بودن بسه .
    به نظرم خودکشی بهترین راهه
    به قول یکی از نظرات کمک کنین اونی که میخواد نباشه نباشه
    اقا ما نمیخواییم دیگه زنده باشیم
    گناهه؟
    از زندگی متنفرم

    Reply

    • آقا حامد

      |

      چطور کمک کنیم به کسی که از زندگی متنفره که دیگه نباشه چطور میتونیم همچنین کمکی کنیم وقتی ما بهش میگیم اگه زندگی زشته اگه از زندگی متنفریم اگه واقعا سختی هست باید پناه آورد به خدا اون وقت تمام مشکلات حل میشه تمام نا امیدی ها از بین میره ما واقعا دوستان زیادی داشتیم که همچین مشکلاتی داشتن ولی امید و پناه به خدا زندگیشون رو عوض کرد این ایده ها و فکر ها همه از اینه که وصل شده ایم به این دنیای فانی و چون نمیتونیم چیزایی که میخوایم رو از این دنیا بدست بیاریم این اتفاق ها می افته و میخوایم زودتر از اینجا بریم ولی به چه قیمتی به قیمت اینکه از خدامون بیشتر دور بشیم کسی که تا اخر و ابد با ماست هم در این دنیا هم اون دنیا چرا خدامون رو ناراحت کنیم تست کنید امتحان کنید چند وقتی صحیفه سجادیه و مناجات ها رو با خدا تو شب و سکوت سحر با خدا در میون بذارید ببینید چقدر ارامش بهتون میده ذات همه ارامش ها خداست و درد و دل کردن با خدا

      Reply

  • ana

    |

    من دختر خوبیم لااقل اطرافیانم ک اینطور میگن تو این ۱۹سال همیشه آسه رفتم آسه اومدم هیچ وقتم مشکلی واسه خانوادم درست نکردم همه بهم افتخار کردن تو مدرسه تو فامیل ولی پدرم تا تقی ب توقی میخوره منومیکوبه.تا بهش بگی بالای چشمت ابروعه همه خوبیای قبلتو یادش میره و فقط بدیاتو میکوبه تو سرت ولو حرفت در دفاع از خودت باشه بهم انگ دیوونه و روانی بودن میزنه و میگه رفتارات مثه حیووناست و تو دخترم نیستی همجنگمی وباعث بدبختیم شدی و داری زندکیمو تباه میکنی وقتی باهاش حرف میزنم میگه من از مدل حرف زدنت متنفرم عصبیم میکنی و ادم نیستی ک اینجوری میکنی آخع من عادتمه موقع حرف زدن سر و گردن و دستامو زیاد تکون میدم خلاصه ک کلی ازم ایراد میگیره ولی خودش هرکاری کنه و من بهش بگم باهام میجنگه ک تو حق نداری ب من بگی چیکار کن و نکن من خیلی دوسش دارم ولی وقتی اینجوری میکنه حالم ازش بهم میخوره میخوام خودمو بکشم ک هم از دستش راحت شم هم اون دیگ با وجود من بدبخت نباشه

    Reply

    • عباس

      |

      دوست عزیز سلام. شما برای زندگی کردن خیلی راه درازی در پیش دارید. من اعتقاد دارم آدمها باید مثل آب باشن. اگر سنگ بزرگ و زبر و زمختی جلوی آب باشه، باز میبینیم که آب بدون هیچ مشکلی و به راحتی از کنار اون رد میشه. خودتون رو با فعالیت های مفید خارج از منزل یا توی اتاقتون مشغول کنید. فعلایتهایی مثل ورزش، یادگیری مهارت مثل زبان انگلیسی و غیره. و همینطور مطالعه کتابهای خوب که باعث میشه شما بیشتر از گذر عمرتون بزرگ و پخته بشید. شما در سنی هستید که احتیاجات عاطفی دارید،به خصوص وقتی که با این مشکلتون باپدرتون هم مواجه هستید.مواظب روابطتون باشید. کتاب و فعالیت های مفید از هرشخصی براتون مفیدتره. براتون سلامتی جسم و روح رو از خدا میخوام.

      Reply

    • نا شناس

      |

      ولش کن ابجی جون بزار همشون برن به درک سعی کن درس بخونی و پیشرفت کنی و برای همیشه از دستشون راحت شی

      Reply

  • آرزو

    |

    اینجور ک شما میگین پدرتون مشکل دارن!یه چیزی مث وسواس یا یه اختلال شخصیتی..دست خودشونم نیست.اگه میتونین از مشاور کمک بگیرین

    Reply

  • زهرا

    |

    من ۲۹ سالمه ب اسرار یکی از دوستام پدرم و راضی کردم و ازش پول گرفتم تا جایی رو اجاره و کار کنیم کار ک نکردیم هیچ بدهی هم بالا آوردیم ب اینجا رسیدیم ک دوستم خودشو کشید کنار و بنگاهی ک ازش جا گرفته بودم سرمو کلاه گذشت و کل پول پدرم پرید و منم بدهکارم وضعیتم ریخته بهم حال روحیه خوبی ندارم چند ماه پیش خود کشی کردم با قرص ولی نمردم الان ک میبینم کل پول بابام پرید و بدهکار شدم وضعم افتضاح تره ب پدرمم هنوز از ترس حرفی نزدم قرار پول عین پول و بهش برگردونم بد قولی کردم و اصلا چشم رو ب رو شدن باهاش ندارم میخوام خودکشی کنم ک ب تمام این مشکلات پایان بدم

    Reply

    • هادی

      |

      بهتره که به پدرتون بگید هیچکسی به اندازه پدر ومادر پشتیبان آدم نیست شکست آغاز راهه جا نزنید لطفا و فرار نکنید
      پدرتون حتما کمکتون میکنه بازم و شمارو از این مخمصه نجات میده و اعتماد به نفستون و عزت نفستون هم حفظ میشه با شکست خوردن کسی شمارو تحقیر و دس پاچلفتی تلقی نمیکنه و بدونید که خیلی از ثروتمندان امروز همون شکست خورده های دیروزند ولی با عقلانیت و انتخاب راه درست نجات پیدا کردند

      Reply

  • محمد

    |

    سلام
    من ۱۵ سالمه،شاید بگین بچه ای و از این حرفا…
    ولی واقعا دیگه خسته شدم،دوستام همش از بی عرضه بودنم میگن و منو آدم حساب نمیکنن،خانوادم هم همش بهم میگن ایشالا بمیری و … اما من هیچ بدی ای به کسی نکردم و همین دوستایی که بهم میگن بی عرضه ام خیلی کمکشون کردم،تا وقتی که براشون سود دارم و میتونن ازم استفاده کنن دوستم دارن.واقعا دیگه خسته شدم نمیدونم چکار کنم

    Reply

  • از زندگی سیرم

    |

    سلام من یه پسر نوزده ساله هستم و احساس میکنم افسرده و گوشه گیر شدم چند ساله که دارم به خود کشی فکر میکنم چند وقت پیش هم شکست خوردم تو رابطه ای که داشتم و هر شب هم با پدرم بحث مون میشه فقط زمانی که سر کار هستم راحتم امشب داشتم دنبال یه چیز واسه خود کشی میگشتم شاید با دارو این کارو کنم چون نمیخام درد بکشم و اینم بگم که از پدرم متنفرم و میخام با این کار از دستش راحت بشم
    شایدم جرعت نکنم این کارو کنم ولی امید وارم از این زندگی تکراری راحت بشم…

    Reply

  • تنهاااا

    |

    من خیلی تنهام.مادرم منو دوست نداره و همیشه از خواهرم دربرابر من طرفداری می‌کنه .پدرمم هرچی اونا بگن رو میپذیره. س سال بود ک با عشقم آشنا شدم اما از شانس بدمون خانوادش رابطمونو قطع کردن…اونم وضعش بدتر ازمنه ….خیلی خستم از زندگیم…تنهایی بدجور بهمم ریخته حتی دیگه حوصله آدم هارو ندارم….می‌خوام خودمو بکشم ک هم رها بشم از آدما هم خانوادم ک همیشه منو اذیت کردن ….

    Reply

  • علی

    |

    آقا و خانومی که میگین از خدا ناامید نشیم.
    جواب بدین دقیقا از چیش ناامید نشیم؟؟ظلمش؟؟؟؟بی عدالتیاش؟؟؟؟؟؟از این زندگی مضخرفی که دارم؟؟؟؟؟؟از این که کاری کرده که من پونزده ساله دیگه ذره ای به این زندگی امید نداشته باشم؟؟؟؟یکی به من جواب بده تا خودمو نفله نکردم.

    Reply

    • raha

      |

      الان یکم فکر کن ببین خودت انصاف و عدالت داری ک راجب خالقت اینجوری میگی خودت واقعا کم کاری نکردی؟فاز نصیحت ندارم اصلا حوصلشم ندارم فقط کامل مطمئنی از حرفت؟اگ اره چرا؟دلیلت محمکه نه از نظر خودت از نظر دیگران حداقل چی نداده بهت ک اینجور شاکی؟اگ همین خدا بهت بده تو شکر گذار میشی ولی چون نداده اینجوری میگی این انصاف شماست؟همینک یه چشم داری میبینه تا تایپ کنه دستی ک مینویسه نعمته بزرگیه به سر به بیمارستانا بزن فقط این این انصاف نیست ک دلیلتو نمیگی و از خدا شاکی هستی شاکی بودن هنر نیست پسر خوب ظالم ما خودمونیم بعضی کارا و فکرای اشتباه خودمونه ک باعث بدبخیتیمونه بعد از سر نپذیرفتنش میندازیم سر خدا تا حالا از خودش خاستی ارومت کنه؟اگ جواب نداد شاید میخاد بهترشو بهت بده فرصت دادی؟من قاضی نیستم مث خودت یه ادم معمولیم ادعای چیزیم ندارم و هیچی هم نمیدونم اما یچیز خوب میدونم خدا هرکسیو بیشتر دوست داره بیشترم امتحانش میکنه ازش بخاه ک تو امتحانش رد نشی ازش خودشو بخاه مسخرم نکن امتحان کن بخاطر خودت ادم بعضی وقتا لازمه یکم غرور و عصابانیتشو بذاره کنار من خیلی ادم بدیم ولی فقط خاستم حرفی زده باشم ب پای هیچی نگیرش لطفا فقط اگ تونستی از خدا خودشو بخاه همین باور کن همه چی درست میشه دنیا همیشه یجور نمیمونه شاید طول بکشه ولی درست میشه نطمئن باش امیدوارم مسئلتون حل بشه ببخشید ک نتونستن در مورد حرفتون نظر ندم

      Reply

  • یه تنها

    |

    سلام،نمیخوام داستان تعریف کنم،کلا از زندگی خسته شدم،شکست پشت شکست،نه زشتم و نه وضع اقتصادی بدی دارم،خیلیا حسرت رابطه با منو داشتن ولی من از اونهایی که برام خیلی عزیز بودن ضربه خوردم،از نامزدم که ۲سال بعد ازن یکی منو از سیاهی بیرون کشیدن و بعد مدت ۳سال خودش دلیل تاریکیه مطلق زندگیم شد و رفت،کارم شده هرروز دنبال ایراد از خودم بگردم ولی چیزی پیدا نمیکنم،شاید کلا بدم،دلم براش خیلی تنگه ولی دیگه کاری از دستم برنمیاد،دلم دیگه فقط یه مرگ شیرین میخواد،همین،،،،،،،الانم که تایپ میکنم چنتا قرص خواب خوردم تا آروم بشم و بعد بخوابم

    Reply

  • محمدرضا

    |

    سلام. دوران ابتدایی خیلی خوب بود تا اینکه داداش کوچیکم مریض شد پدرم دار و ندارشو به پای اون خرج کرد تا از مرگ نجاتش بده. قبل از این اتفاق خیلی خیلی وضع مالیمون خوب بود. ولی به خاطر این موضوع پدرم دیگه نتونست کمر راست کنه و حدود ۱۵ سال زندگیمون با فقر و سختی گذشت.
    بخاطر فقر و اخلاق خشن مادرم از لحاظ درسی خیلی افت کردم به حدی که ۱۱ سال پشت دیپلم موندم. رفتم خدمت از شانس بد مرز عراق افتادم. بی پولی از یه طرف کمبود آب و برق و غذای ضعیف اونا از یه طرف. پوست و استخوان شدم. بعد خدمت چاره ای جز کارگری نداشتم. شب و روز کار کردم و درس خوندم. صبح ۷ میزدم بیرون تا ۱۰ شب. ۱۱ تا ۵ صبح درس می خوندم. خدا خیلی کمکم کرد. دیپلم گرفتم و یه ماشین مدل پایین خریدم. بعد واسه خودم کار پیمانکاری میگرفتم و تونستم برم دانشگاه تو یه رشته مهندسی تاپ تو تهران. تو دانشگاه خوشکلترین و مودب ترین دختر دانشگاه خدا نصیبم کرد و ازدواج کردم.
    اون موقع هر چیزی که یه جوان آرزو داشت داشته باشه خدا بهم داد. شرکت مهندسی. پروژه های بزرگ. زن خوب. ماشین مد روز. و اما…
    و اما فامیل های حسود نابودم کردن. ماشینمو درستکاری کردن که موقع حادثه باعث شد نتونم ماشین رو کنترل کنم و تصادف و حشتناکی رو برام رقم زدن و لگنم شکست و ۵ سال خونه نشین شدم. پیش خونواده خانمم اینقدر دروغ گفتن و جلوشون بدم کردن که زنم ازم جدا شد و طلاق غیابی گرفت. مادرم دیابت شدید داشت و جلو چشمام ذوب شد و مرد. از یه خونه ۴۰۰ متری شیک افتادیم مستاجری تو یه زیر زمین نمور و فرسوده. دیگه نتونستم برم سر کار و پروژه ها از دستم رفتن. حدود ۵۰ میلیون بخاطر خانمم ضرر کردم و بقیه سرمایه ام بخاطر مهریه و کرایه خونه و مریضی مادرم خرج شد و حدود ۴۰ میلیونم بدهکارم. هیچ جا بهم بخاطر پام کار بهم نمیدن.
    ولی هیچ وقت به خودکشی و شونه خالی کردن تو زندگیم فکر نکردم. خیلی عذاب کشیدم و دارم می کشم. ولی هیچ وقت خدا رو فراموش نکردم.

    فقط و فقط خدا.
    تموم دلگرمیم به زندگی خداست.
    بدترین اتفاق از این همه مشکلات مرگ مادرم و ازدواج همسر بود. خیلی داغون شدم. ولی فقط به عشق خدا زندگی می کنم و با این همه غم کنار میام.
    یه دفعه نمیشه به خدا بچسبی دلت آروم بشه. کم کم به مرحله ای میرسی که خدا کفایت می کنه در برابر همه نداشته هات و چیزایی که از دست دادی.
    دوری از خدا باعث فکر کردن به خودکشی و مرگ میشه.
    خدا یه بار بدون هیچ کاری واسش انجام بدیم مارو خلق کرده و فرستاده تو زمین که امتحان بشیم.
    مشکل ما آدما اینه که سر جلسه امتحان جای تلاش و کوشش به صندلی تکیه دادیم و به سالن جلسه امتحان دل خوش کردیم و دو دستی بهش چسبیدیم.
    خدا حلال مشکلاته و آرامش دهنده ی قلبهای شکسته.
    اول توکل و توسل بخدای مهربون.
    دوم مطالعه و پرورش مغز.
    مرگ بر نا امیدی و شکست.
    یا حق

    Reply

  • مینا

    |

    سلام. من دختری ۲۰ ساله هستم. تو ۱۶ سالگی مادرم رو بر اثر سرطان از دست دادم. با دو تا برادرام و پدرم تو یه خونه زندگی میکنم. برادر بزرگم باعث شد که من نتونم برم دانشگاه و حتی باعث شد من با تمام دوستام قطع ارتباط کردم. صبح تا شب تو خونه هستم و هیچ دوست و رفیقی هم ندارم. و از خونه هم دیگه بیرون نمیرم. تو خونه اعضای خونواده با من مثل حیوون برخورد میکنن و با بدترین الفاظ ممکن من رو خطاب میکنن. حتی برادرم به من میگه فاحشه… پدرم ذره ای به من علاقه نداره و اون هم خیلی بد با من رفتار میکنه. و دائما من و تهدید به کتک میکنه. دوست عزیزی که داری اینو میخونی اگه جای من بودی خودکشی نمیکردی ؟؟؟؟؟

    Reply

    • مهسا

      |

      سلام خواهرم .شما هم مثل خواهر من هستی و باید به هم کمک کنیم من پیگیر موضوع شما شدم و با چند جا تماس گرفتم بهترین راه حل که خیلی هم کمک میکنه به شما تماس با شماره ۱۲۳ (اورژانس اجتماعی ) از هر جای کشور که هستین با این شماره تماس بگیرید و شرایط توضیح بدین . مطمئن باشید بهترین راه حل همینه و از اون لحظه به بعد شما دیگه هیچ خطری تهدید نمیکنه چون اونا کاملا هوای شما رو دارن و اول با صحبت با خانواده و اگر هم نشد تعهد میگیرن ازشون و کلا نمیزارن دیگه سختی بکشید و دائما پیگیر موضوع هستن و به شما سر میزنن تا مشکل رفع بشه .

      من تو اون شرایط نبودم ولی دوستان و افراد زیادی با ما در ارتباط بودن و مشکلات زیادی داشتن که با امید به خدا و صبر حل شده پس همین الان به ۱۲۳ زنگ بزن و شرایط رو کامل واسشون تعریف کن مطمئن باش کمکت میکنن ما هم قول میدیم واست دعا کنیم .

      خدا نگهدار

      Reply

    • یک دوست

      |

      انشاءالله مشکلاتتون حل شه

      Reply

    • fatema

      |

      نمیخوام روحیه و انگیزه ی خود کشی رو بیشتر کنم ولی اره میکردم و واقعا واسه شرایطت متاسفم امیدوارم تموم شه

      Reply

      • علی

        |

        افرادی که اینجا نظر میدن باید خیلی حواسشون باشه… اگر نظر شما حتی ذره ای در اقدامات احتمالی افرادی که ناامید هستند و یا تحت فشار روانی شرایط قرار دارند موثر باشد، شما اخلاقا مسوول هستید و قطعا این مساله دامنگیر زندگی شما خواهد شد…
        پس اگر بلد نیستیم حرف بزنیم و نمی تونیم کمک کنیم ، بهتره سکوت اختیار کنیم…

        Reply

      • RANIA

        |

        من خواهرم میدونه ک واسه چی‌میخوام خود کشی کنم و بهم میگه دیوونع
        من ب خاطر اقای ارمان (امیر حسین ارمان )اخه من تا حالا ایشونو ندیدم ۱۰ ساله دیگه نمیتووووووونم تنها کسی ک درکم میکنه اون یکی خواهرمه میخواد قانع ام کنه اما نمیتونه 😢😢

        Reply

  • parisa

    |

    سلام خسته نباشيد دختري هستم ٢٠ ساله ك مامان بابام همش بهم شك دارن نميزارن اصلا تنهايي برم بيرون حتي مامانم خودش منو ميبره دانشگاه و مياره مثل بچه ها باهام رفتار ميكنن واقعا خسته شدم تا ي بحث كوچيك ميشه مامانم تهديد ميكنه گوشيتو ازت ميگيرم منك سرگرمي ديگه اي بجز گوشيم ندارم خسته شدم ديگه توروخدا بگين من چيكار كنم از دست اينا…

    Reply

    • نیما

      |

      سلام خواهرم . راستش بخاین منم خودم همینطوری بودم بعضی وقت ها به هشون حق میدم اونا به ما اعتماد دارن ولی تو حوادث اخبار و دوستان میبینن که چه اتفاق هایی می افته بیشتر به بقیه شک دارن و چون بچه هاشون علاقه دارن دوست ندارن که اتفاقی واسشون بی افته

      نمونه اش شاید همین گوشی باشه که تنها سرگرمی شماست من خودم خواهری دارم که همش سرش تو تبلته با این که دختر خوبی هست ولی من بازم به هش شک دارم و تهدیدش میکنم سر هر چیزی که اینترنتت رو قطع میکنم !

      دلیلم واسه اینکار این نیست که به هش شک دارم واسه اینه که اینترنت فضای نا مناسبی هست و ناخواسته خیلی چیزهایی که حتی اون دنبالش نیست واسش نمایش داده میشه

      دقیقا پدر و مادر شما هم همین فکر رو دارن فضای جامعه هم مثل اینترنت شده خیلی چیزها رو خودتون شاید نخاین باهاش مواجه بشین ولی پیش میاد واستون

      به نظر من بهترین کار اینه که یک مقدار سرتون رو به چیزهای دیگه گرم کنید مثلا ورزش یا اگر امکانش هست کلاسهای ورزشی / مطالعه ( میدونم سخته ولی یک مدت که انجام بدین این کارها رو واستون جذاب میشه ) مورد دیگه ببینید دوستتان چه جور افرادی هستن شاید اونا رفتارشون باعث میشه پدر و مادرتون شک کنند به شما

      در آخر هم مشاوره به نظر من خیلی خوبه حداقلش اینه که باهاش درد ودل میکنید ولی معمولا راه حل خوبی پیشنهاد میدن حالا مشاور دانشگاه یا مشاوره های تلفنی

      Reply

    • sh

      |

      موود خوبی برا ازدواج پیدا کن بیاد خواستگاریت که خلاص بشی شوخی نمیکنم

      Reply

  • رضا

    |

    سلام امشب آخرین شب زندگی منه چون تصمیمم برای خودکشی جدیه هیچکس نمی تواند مرا از تصمیمم منصرف کندتک فرزند بودم وقتی ۲۲ سالم بود پدر و مادرم مرا به ازدواج با دختری که چهار سال از خودم بزرگتر بود و هیچ علاقه ای بهمدیگر نداشتیم وادار کردن من حتی در جشن عقد کنان خودم شرکت نکردم و پدرم بجای من بله را گفت ولی از همان فردای روز عروسی اذیت و آزار و تحقیر همسرم و خانواده اش شروع شد پدر و مادرم هم که متوجه شدن چه اشتباه بزرگی مرتکب شدن هردو دق کردن و مردن و من بیشتر تنها شدم دوسال قبل هم به ناحق از کارم اخراج شدم و خانه نشین شدم و همه دار و ندارمو در بورس از دست دادم و فشارهای روحی و اذیت و آزار همسرم و خانواده اش چند برابر شد حالا من با این اوصاف هیچ راهی بجز خودکشی ندارم و در این شهر غریب هیچ کاری ازم بر نمیاید پس همین حالا بدون هیچ تردید و دودلی به زندگی نکبت بار خود پایان می دهم و همه شمارو به خدا می سپارم امیدوارم برای شادی روحم دعا کنید بدرود زندگی

    Reply

  • میثم

    |

    پنج سال از عمرما حروم کردم و بعد این پنج سال حالا که اومدم با شور و شوق می خوام کاری که دلم میخواد رو انجام بدم انگار همه دنیا رو سرم خراب میشه
    خانواده همش سرکوب این و اونا میزنن تو سرم بخواطر دعوایی که با مسئول اموزشمون دارم اون نامرد هم یه کاری کرده که مجبور بشم پنج سال مجدد همین درسا رو بخونم
    هر چی با هر کی حرف بزنم فایده نداره و اینا رو هم مینویسم و پیوند میکنم که بعد از مردنم پدر و مادرم ببینن چه بلایی سر من آوردن.فقط و فقط بخواطر اینکه منا آوردن تو رشته ای که دوس نداشتم و بزور اومدم و حالا باید از لحاظ عصبی هرروز فقط بشینم و گریه کنم

    Reply

    • raha

      |

      منم رشته مورد قبولم نتونستم بخونم رفتم دانشگاه ولی شرایط طوری شد ک اومدم بیرون کنکور دادم قبول نشدم دوسال غصه خوردم بعدش دوباره کنکور شرکت کردم یه رشته فقط درس خوندم ک صرفا مدرک بگیرم ولی همش میگفتم حکمتیه خودمو اروم میکردم تا که واقعا همینم شد الان واقعا ارامش دارم چون اگ اون رشته ک خودم دوس داشتم میخوندم الان این موقعیتو نداشتم از هر لحاظ ک فک کنی حتما یه چیزی هست ک مسیر زندگیت عوض شده سخته ولی اروم باش و یروزی ک تموم میشه اونوقت مث من بهش میخندی من هشت سال غصه خوردم اونم الکی الان یادم میاد میخندم ک چرا این همه غصه خوردم تفریح نکردم زندگی نکردم

      Reply

  • parmida

    |

    دوستان حکم شرعی کسی که به خاطر تراجنسی خودکشی کنه چیه؟میره جهنم؟

    Reply

  • Awli

    |

    Merccc

    Reply

  • هستى

    |

    من ميخوام همين امشب خودكشى كنم ، آدماى مثل من كم نيستن و از زندگيم متنفرم و هر چي تلاش ميكنم فايده نداره و به هيچ جا نميرسم ، من ١٤ سالمه ولي خيلي ناراحتم و اميدي ندارم ، اومدم اينجا كه يكم حرف بزنم با آدماي شبيه خودم

    Reply

    • شاکی

      |

      این حرفا تکراریه میتونی منطقی تر دلیل بیاری ما که قانع نشدیم

      Reply

    • علی

      |

      حرف نزدی که ؟ فقط تصمیمت رو بیان کردی … چرا ناراحتی و نا امید؟

      Reply

  • یه عاشق

    |

    همه حرفاتونو خوندم
    حالا ب حرف های من گوش کنید من سه سال میش عاشق ی پسر شدم که از اقوام خیلی دورمون بود اونقدر عشقم پاک بود که تو سال اصلا ب هیچ پسری توجه نکنم بخاطرش چادرس شدم ایمانم قوی تر شد وخیلی کارای دیگه اضافه کنم من تو این سه سال اون پسر رو ۱بارم ندیدم و اینو به جون خودش قسم میخورم خیلی وقتا خاستم فراموشش کنم اما نشد اصلا نمیشد کسی رو جایگزین اون کرد تا اینکه خبر دادن رشته پزشکی دانشگاه تهران قبول شده خیلی خوشحال بودم براش دوست داشتم برم ببینمش اما میدونید مشکل چیه
    مشکل اینجاست ک پدرامون با هم دشمن خونین
    تو ۲۵ فروردین ماه امسال بصورت خیلی خیلی خیلی اتفاقی ایدی اینستا سو پیدا کردم تو بیو اینستاش ایدی تلگرامشو زده بود خیلی خاستم برم جلو و بهش پیام بدم و جریان رو براش بگم اما…..
    اما همیشه پروفایلاش عاشقونه بود و……تا اینکه امسال انتخاب رشته داشتم تو ایام امتحانات فکرم فقط درگیر اون پسر بود و امتحانامو خراب کردم امسال باید انتخاب رشته میکردم و من متاسفاته رشاه خوبی قبول نشدم مامانم همیشه اون پسر رو تو سرم میکوبه فکر کنید عشقتو بکوبونن تو سرت
    پنجاه تا قرص اماده کردم
    قراره شنبه طرف صبح بخورمشون
    خیلی بده این دنیا خیلی….هر چی باشه من اختیار زنگی خودمو دارم ….. دعا کنید سریع تر خلاص شم مامان بابام مث حیوون باهام رفتار میکنن دیگه کم اوردم…..تو بجای من بودی خودکشی نمی کردی

    Reply

    • هادی

      |

      ما دنیا اومدیم که زندگی کنیم
      اما حرفم با شما اینه که دیدتو به زندگی عوض کن و این تصویری که شما از پدر ومادرت میدی درست نیس و باید اونا پناه تو باشند الان نه اینکه یه تصویر ازشون بخاطر سرزنش یا چیز دیگه ای بسازی سعی کن باهاشون مشکلاتتو مطرح کنی و در ثانی فرصت جبران هست دوباره کنکور بده قبول میشی اصلا نگران نباش منم با دوبار کنکور دادن الان تگاونجایی هسم که میخام یه رزای سخت میگزره

      Reply

    • زینب

      |

      معلومه ک ن شما ب جای اینکه خوب درس بخونین برنامه ریزی کنین پزشکی تو همون دانشگاه قبول شین و ی جورایی بیشتر ببینینش فکرای چرت کردین و از درستون عقب موندین البته ک فکر نمیکنم واقعا عاشقش باشین ی جورایی توهم عشق و شاید با اومدن ی آدم جدید ب زندکیتون این حس تموم شه و تازه عشق واقعی رو بچشین و ااینکه هرگز وجود خدا رو از یاد نبرین
      یا حق

      Reply

  • عباس

    |

    بدجور داغونم فقط بخاطر مادرمه همین….

    Reply

  • fateme

    |

    ای کاش واقعا منم ی مشکل داشتم و باهاش میجنگیدم و امیدو هدفم شکت اون مشکل بود فکر نکنید ادم بی دردی هستم نه اصلا اینطور نیست یا ای کاش ی دغدغه ای یا شادی تو زندگیم داشتم ولی مشکل من اینه که انگیزه ای ندارم!!! تهش چی میخواد بشه اینه ک ادمو نابود میکنه بی تفاوتی نسبت به خوشیا وسختی های زندگیه !

    Reply

  • شاکی

    |

    هر کی ناراحته میان دلداریش میدن پدر سوخته ای هست بیاد حمایت کنه به روش بهتری ننننه

    Reply

  • شاکی

    |

    ب قول استیو جابز. باید چندین سال بگذره تا بتونی اتفاقات زندگیتو به هم ربط بدی تا بفهمی به کجا میرسوننت

    Reply

  • مسلم

    |

    سلام من ی پسرم ازاونجا شروع شد که بابام رفت تو ی شرکت سرکار و پولش زیاد شد رفت دنبال دختربازی واعتمادش کم کم شد من همیشه گوشی بابامو ردیابی میکردم وتمام مکالمه هاشو گوش میکردم ی شب که حال مامانم بد شد همون شب بابام با دوست دختر رفته بود بیرون مامانم فهمیده بود وحالش بد شد تا حالا شش سال میشه که بابام اینکارو انجام میده میدونم دیگه عادت کرده مامانم هیچی نمیگفت چون جز بابام کسی رو نداشت بابام ه دختر عوض میکرد ی روز با اون دختر ی روز با این دختر منم از دستم کارساخته نبود شماره دوست دخترشو گرفتم و چندتا اخطار بهش دادم چون سنم کم بود شانزده سالم بود بابام به دختره میگفت این پسرم هنوز بچه هست دختر بابامو ول نمیکرد ه به دخترا پول میداد ومیرفت باشو تفریح بابام فهمید که من ردیابیش میکنم دعوام کرد وحالا هرچی ازش میخواهم بهم نمیده اصلا مثل حیوون باهام رفتار میکنه مامانم هم روانی شده حالا ۱۸سالمه این پیام رو مینویسم نمیدونم چکارکنم

    Reply

    • هادی

      |

      همه چی تموم نشده لطفا نگرانیاتو بزار کنار و معقولانه فکر کن حتما راه های خوبی هست که اگه با شخص دلسوزی مشورت کنی حتما راهنماییت میکنه باید از کسی که مسلط به شرایطت و مشکلت باشه کمک بگیری
      میتونی از دوست دلسوز و یا مشاور کمک بگیری
      فقط معقولانه فک کن

      Reply

    • علی

      |

      به نظر من تو باید به فکر خودت باشی ، زندگی پدر و مادرت به خودشون مربوطه. تو هیچ نقشی در انتخاب اونها برای شروع زندگی مشترک نداشتی و همچنین تصمیمشون برای به دنیا آوردن خودت … سعی کن از زمان بهترین استفاده رو ببری و تحصیل کنی و کار خوب داشته باشی تا با استقلال مالی اول بتونی از خودت حمایت کنی و دوم از مادرت… و اینکه سعی کنی بر خلاف رفتار پدرت انسان پایبندی باشی به اخلاقیات و زندگی مشترک . این رو باید بدونی که هر کسی رو تو قبر خودش می ذارن و اگر کسی پاش رو کج بذاره ، در نهایت دودش تو چشم خودش میره و ما مامور نیستیم تا خوب و بد رو به دیگران بفهمونیم. هر کسی باید خودش خوب و بد رو تشخیص بده …
      بنابراین، پدر ات رو رها کن و خودت و زندگی خودت رو دریاب . تو اول مسیر ترقی و استقلال هستی و می تونی عمر و جوونی گرانبهات رو تبدیل به موفقیت های زیادی بکنی در صورتی که خودت بخوای و براش برنامه ریزی کنی و تلاش کنی. می تونی اهداف زیبا و بلندی رو برای خودت انتخاب کنی . مثلا می تونی بعدا که آدم موفقی شدی یه سازمان مردم نهاد برای کمک به زنانی مثل مادر خودت تاسیس کنی تا از اونها حمایت مالی و حقوقی کنی برای داشتن یه زندگی بهتر …
      امیدوارم موفق و پیروز باشی

      Reply

    • زینب

      |

      تو باید یا با درس یا با با کار ی زندگی عالی برا خودتو مادرت درست کنی و دستشو بگیری ببری البته میتونی سر پدرتم کلاه بزاری پدرته دیگه
      فقط بستگی ب خودت داره چون تو انگیزه کافی برا این کارو داری

      Reply

  • شجاع دل

    |

    میخوای خود کشی کنی چرا اینجا میای ب من بگی راستش این کار کار ادم ضعیف و ناتوان هستش وگرنه علم ثابت کرده که ادما ی قوی و باهوش در حل مساعل تلاش میکنند نه در پاک کردن صورت مساال ب نظرم بهتره بری پیش کسی که که ادم موفق و باهوشی بوده تو زندگیش اگر باور داری نمیتونی مساله رو حلش کنی تا اونا کمکت کنند خودت رو مسول مشکلاتت ندون هر چیزی از راه منطقیش باس حل بشه درسته. امتحان کن

    Reply

  • شجاع دل

    |

    خودتونو با اونایی که در راه وطن و اسلام شهید کردن مقایسه کنید شما چ لایقید که موود رحمت خدا قرار بگیرد بلکه با قتل نفس در جمع ان ارواح پلیدی که در راه خداوند مجاهدت نکردند سرگردان خواهید شد ودر جهان باقی و جهان فانی مورد خشم و غضب همه قرار میگیرید گفته های روانشناسی از دریچه ذهن وارد میشود ولی دین از دل در میزند و نشاط واقعی را ب تو و جامعه برمیگرداند.. اما یک نکته را بدانیم که اگر حکومتهای استبدادی نبودند و اسلام در زوایا و چارپوب تمیز خود در جامعه پیاده میشد خیلی سخت میشد که ناراحت باشیم دین را خود مردم اجرا میکنند خود مردم تصمیم میگیرند ب ما دروغ گفتند هرکس ب راهی میمیرد یکی که عاشق موسیقیست در نواهای فرح برنگیز ان میمیرد یا کسی که عاشق اسمان است یا مزرعه در غروب جان گداز اما ان کس که سنگدل است عاشق نیست و با ذلت میمیرد دلت را به شعر حافظ و مولوی و سعدی بسپار که تو را میخوانند راه ادامه دارد…

    Reply

  • پری

    |

    ادمی که خیانت ببینه باید چکار کنه. ۵ سال پیش تازه عروس بودم که خیانت دیدم وایسادم و تمام تلاشم رو کردم که زندگیم رو بهتر کنم اما دوباره بعد ۵ سال همونه. لامصب دوسش دارم. دیگه زندگی برام معنا نداره. ار خدا هم ناامید شدم. نمیدونم نیست یا محلم نمیذاره

    Reply

  • بی نام

    |

    من نگران فامیلم هستم وگرنه ارادشو دارم امثال من کسانی که ن محبت خواهر برادر پدر و حتی مادر رو هم نداشتند… من ۲۵ سالمه ولی تا امروز حتی ی دوست خوب هم نداشتم… درس خوندم با بازوی خودم زحمت کشیدم به بیراهه نرفتم ولی هیچ‌وقت هیچ روزی لذت زندگی و نچشیدم… ازین به بعد هم چیزی نمیشه دیگ امید به زندگی ندارم…

    Reply

  • سپیده

    |

    من یه دخترم که چارساله در اثر سقوط غیر عمد کلن فلج شدم تواین چارسال جز گریه و ناراحتی خودمو خونوادم چیزی ندیدم خوب منی که خوب نمیشم ینی هیچ امیدی نیست من دوباره سالم بشم و با ناراحت کردن غیر عمد خونوادم و پیر کردن تدریجیشون وعزاب شبانه روزی خودم بنظرتون خودکشی بهترین راه برای تمومی سختیا نیست هم خودم راحت میکشم هم خونوادم من الانشم در حال مرگ تدیجی روح هستم چون جسمم که مرده .

    Reply

    • اکبر

      |

      سپیده خواهر عزیزتر از جانم درکی که تو داری خیلی با ارزشه.اینو بدون اگه نمیتونی خوشحال نگه داری خودتو با ارامبخش قرص افسردگی یا حتی مخدر چون اگه بتونب بهتر از اینه که خودتو بکشی چون اگه پدرو مادرت واقعا دوستت دارن و تو دنیا فقط تورو دارن با خودکشی تو اونها هم مردن.ولی اگه نمیتونی اشکال نداره جان خودته متعلق به خودته هیچکسم نمیتونه مجبورت کنه به زندگی عذاب آور.یه کم تحقیق کن ببین راه هایی واسه خوشحال موندن ادمایی مثل شمای عزیز پیدا میکنی یا نه وقت بذار.۱ سال وقت بذار و تحمل کن بخاطر پدرو مادرت که وصله ی تنشونی ولی اگه پیدا نکردی راهی با مرگ مغزی سعی کن اعضای بدنت رو اهدا کنی به ۸ نفر بیمار فقیر و ناتوان و اینجوری جان عزیزت رو هدیه بده

      Reply

    • مرتضی

      |

      سلام ،سپیده خانم !به روح پدرم قسم ایناازروی ترحم یااینکه بخوام امیدالکی بهتون بدم نمیگم ؛بنده خیلی دوست داشتم بایه دختریازن کم توان ازدواج کنم !!چون فکرمیکردم شایدبهتربتونه درکم کنه وباهم کناربیاییم !!وبی دغدغه بهش محبت کنم !چون به نظرم مهمترچیزبراازدواج اخلاقه … !!ولی متأسفانه ازدواجی کردم که موجب شده الآن بنده هم بهمون چیزی فکرکنم که شمابهش فکرمیکنید … !!به نظربنده ازدواج کنیدتاهم ازمشکلات خانواده تون کم بشه وهم یه نفرداشته باشیدعاشقانه دوستتون داشته باشه … !!؟برابنده هم دعإکنید … !یاعلی .

      Reply

  • مانی

    |

    من خودم خیلی سختی تو زندگیم دارم واسه خلاص شدن از مشکلاتم خود کشی کردم حالمم خیلی بد بود حتی قلبم از کار افتاد چند هفته توicu بودم ولی بعد که از بیمارستان مرخص شدم کلا دیدگاهم نسبت به زندگی عوض شد درک میکنم شرایط سختی داری اما بازم امیدتو از دست نده نمیدونم اما شاید با خودکشی آدم تنها تر میشه

    Reply

  • ***

    |

    من سنم خعلی کمه.ولی ا ی طرف خونوادم,ا ی طرف دوستای فیکم,ا ی طرف مجازیو خلاصه کل زندگی بام مشکل داره…تا الانم بخاطر خونوادم زندم ک اگ دلیل مرگمو پرسیدن خونوادم با شرمندگی نگن خودکشی,اگ میش ی راه خعلی راحتو بدون درد بم بگین خلاص شم
    ممنون

    Reply

  • خواهر پسر شجاع

    |

    کاش میشد چشم هارو بست و مرد
    همیشه برای یه اتفاق خاص که آدم به سرش نمیزنه خودکشی وقتی میبینی دنیا جای تونیست نباید باشی وقتی سیری نباید باشی از وقتی فهمیدم دنیا چیه از روز تولدم متنفر شدم

    Reply

  • بی نام

    |

    شما همش میگید بفکر خدا باشید خدا ارحم الراحمین و….. همه اینها درست ولی خدا کی میخاد نگاهی بهم یا به بقیه داشته باشه همه زندگی شد که تحمل و آزمایش پس کی خود زندگی
    ۳۶ سالمه با این که کار میکنم اصلا پس انداز ندارم چون هزینه خانواده میکنم میخام زن بگیرم اولین سوالشون پول نباشه دومی هست برداری دارم که بشکلی نفرت انگیز از همه طلبکاره دایم دعوا درست میکنه همیشه خونه ما تنش و اعصاب خوردی همش میریزم تو خودم دیگه تقریبا دارم لال میشم این خدای ارحم الراحمین کجاست آدم پرهیزکاری نیستم اما همیشه به خدا اعتقاد داشتم نمیدونم شایدم کمک کرده من ندیدم ولی واقعا بریدم تنها فکری که دارم پایان زندگیه تا کی نفس کشیدن برای هیچ تا کی دعوا و جرح و بحث شنیدن اخرش چی خدا کجایی الان لازمت دارم

    Reply

  • اشکان

    |

    همیشه تو تمام مراحل زندگی موفق بودم تو کارم تو تحصیلاتم ولی بخاطر مشکل کم رویی که ریشه تو تربیت غلط داشت نمیتونستم با جنس مخالف ارتباط بگیرم که این موضوع رفته رفته باعث افسردگی شد که یک دفعه سر وکله یه دختری تو زندگیم پیدا شد که تمام زندگیم رو رنگی کرد و دنیامو عوض کرد برای چهار ماه خوشبخترین آدم دنیا بودم اما یهو ورق برگشت و بدون هیچ دلیلی گذاشت رفت از اولم دوسم نداشت داشت نقش بازی میکرد حالا نه تنها زندگیم دوباره رنگ باخت بلکه دگ نمیتونم این نفس کشیدن رو تحمل کنم من از اینجا متنفرم از محبت از عشق از خودم شاید جایی بهتر وجود داشته باشه خودمو به تو میسپارم سیانور

    Reply

    • ***

      |

      یکی بود دنیای منم رنگارنگ کرده بود:)شده بود تموم زندگیم.همش حرفای قشنگی میزد
      ما کلن زیاد باهم قهرو اشتی میکردیم اما یهو گذاش رف
      بخاطر چی؟بخاطر اینکع باش شوخی کرده بودم ک ی نفر دیگس
      بعدش کلی چرتوپرت حوالم کردو دیل اک زد
      الان هیچ حسی ب هیچکی نعرم تنها حسی ک احساسش میکنم حس نفرتو انتقامه
      قطعن ازش انتقام میگیرم چون س بار با ی نفر بم خیانت کرد بش هیچی نگفتم بعد این اومده برا من شر میگ سر هیچوپوچ
      وقتی انتقاممو گرفتم ی راه اسون برا خودکشی پیدا میکنمو راحت

      Reply

  • maryam

    |

    اصلا برام مهم نیست
    هیچی دیگ به چشمم نمیاد . خدارو اینجا نمیتوتم پیدا کنم. از همچی خستم. ن ورزش ن کتاب ن اهنگ شاد هیچی تاثیری روم نداشته. دیگ باید برم.

    Reply

  • رر

    |

    نمیخوام دیگه باشم و بدشانسیامو ببینم. من ک چیزی کم ندارم چرا هرکیو دوست دارم خانوادش مخالفن، چرا اینقدر سنگ میندازن جلو پامون. بخدا دیگه خسته شدم

    Reply

  • رر

    |

    من چطور خودمو قانع کنم که هنوز میشه شاد زندگی کرد؟
    ۶سال عمرم پای کسی تلف شد و اون رفت یه دختر دیگه رو گرفت. دوباره عاشق شدم و الان پدرش میگه چون رابطه دارید راضی نیستم.
    من چرا اینقدر بدشانسم چرا نمیتونم با کسیکه دوسش دارم زندگی کنم.
    با کلی استعداد و توانایی حس میکنم هیچی ندارم چون نمیتونم کنار عشقم باشم.

    Reply

  • اکبر

    |

    دوستان خوش قلب و مهربان و زخم خوده ی من، یه صحبتی باهاتون دارم.یکی اینکه جون هر انسان اولین چیزیه که متعلق به خودشه و باید اختیارش هم با خودش باشه که بخوادش یا نه.یکی اینکه ما کسانی که قصد پایان دادن به زندگی هستیم کسانی هستیم که نه اینکه برای زندگی ارزشی قایل نباشیم بلکه بدلیل اینکه بیشترین ارزش رو برای زندگی قایلیم و حاضر نمیشیم در نوعی زندگیه عذاب اور و تحقیر کننده زندگی کنیم.به شرایط هم بستگی داره.به نمونش اردوگاه های کار اجباری در زمان آلمان نازی ها که لهستانیها چون برای زیباییهای زندگی بیشترین ارزش رو قایل بودند حاظر به تحقیر و زندگی با رنج و خفت اجباری نشدن و خیلیا اولین چیزی که متعلق به خودشون بود و حق انتخاب داشتن رو نخواستن و خودکشی کردند. یکی دیگه اینکه دوستان مرگ رو با هر روشی خواهشا امتحان نکنید،تمنا میکنم،من کارت اهدای عضوم همیشه تو جیبمه.بیایم با روشی که منجر به مرگ مغزی بشه و کارت اهدای عضوی که همیشه تو جیب داریم نزدیکیه یک بیمارستان اقدام به اینکار کنیم تا شانس زندگی زیبا رو بتونیم هر کدوممون به ۸ نفر که پولی واسه پیوند اعضا ندارن بدیم.این چیزیه که عاجزانه ازتون تمنا میکنم.یکی مثل من ۳۱ سالمه و با اینکه تا جایی که تونستم تو زندگی به همه کمک کردم ولی نه کسی درکم کرد و فقط و فقط زجز د عذاب نصیبم شد.من زیباییهای زندگی رو میخواستم بچشم و خدا رو شاکر باشم اما ما فقط درک میکنیم که بنا به دلایلی نامشخص خدا دنیا رو با بهترین نظم افریده ولی ما رو به حال خودمون رها کرده.چه دختر بچه ای که ترک موتور پدرش تصادف گرد و با اتیش گرفتن موتور زیر موتور موند و جلو چشام زنده زنده زجه میزد و سوخت و چه پیرمردقاچاقچی اسلحه ی عرب که تا ۸۰ سالگی با زیباترین زنهای روس زندگی کرد و هیچ سختی نکشید و تمام عمرش پارتی برپا بود.بیایم راه مرگ مغزی و عضویت در انجمن اهدای عضو رو بریم.حتی اگه یک نفر از اون ۸ نفر بی پول و بیماری که با اعضای بدن ما نجات پیدا میکنن بتونن طعم زندگی زیبا و واقعی رو بچشن و اینجوری جان ما هم هدیه میشه و تلف نمیشه.دست تک تکتون رو میبوسم چون میدونم چه انسانهای عزیزی هستین که بیشترین ارزش رو برای زندگی واقعی با خوبیها و زیباییهاش قایل هستین ولی هرچقدر صبر کردید چیزی به جز رنج و تحقیر و خفت و عقده نصیبتون نشد،

    Reply

    • ستاره ظ

      |

      من عضو انجمن اهدای عضو هستم .روش مرگ مغزی رو بهم بگین.ممنون

      Reply

  • اکبر

    |

    دوستان عزیزتر از جانم کسی هست که بهترین ومطمعنترین و سریعترین راه رو برای مرگ مغزی بلد باشه؟

    Reply

    • Hani.K.H

      |

      جناب اکبر شما فکر کنم مغزتون تاب ور داشته ، واستون متاسفم ، به جای اینکه به مردم راه راست رو نشون بدی داری منحرفشون میکنی
      منم یه نفر مثل همه ی شماها بودم که قصد خودکشی داشتم ینی یبار ۱۰بسته قرص رو خالی کردم و خوردم و تاثیرات بدی روی بدنم گذاشت اما نمردم ،
      الان که فکر میکنم میفهمم که واقعا کار بچگانه ای بود واقعا
      شماهایی که از زندگی سیر شدین ، خسته شدین ، و میخواین از شرش خلاص شین ، بشینین کمی فکر کنین ببینین دلیلتون واسه خودکشی چیه ، آیا دلیلتون منطقیه ، اگه خودکشی کنین تو اون دنیا چه وضعی پیدا میکنین که مطمئنا چیزی بجز جهنم انتظارتونو نمیکشه و عذابی بدتر از دنیا رو متحمل میشین با این تفاوت که راه فراری ندارید و تا قیامت و بعداز قیامت اونطوری زندگی خواهید کرد ،
      آقای اکبر شما اگر طرز فکرتون رو عوض کنین مطمئنا از زندگی لذت خواهید کرد ، درد شما هم مثل درد منه ، شما که سالم و سلامت هستید که بزرگترین نعمت الهی رو داری پس سعی کن خودتو به جایی برسونی که بتونی با غرور به همه ی کساییکه درکت نکردن و بهت پشت کردن نگاه کنی این راهیه من رفتم و نتیجه ی فوق العاده ای گرفتم
      و توصیه میکنم به شماهایی که میخواین انتقام بگیرین ، بهترین راه انتقام اینه که به طرف محکم بودنتو اثبات کنی ، و. نشون بدی که هیچی نمیتونه تو رو از پا درآره ،
      امیدوارم واستون کارآمد باشه توضیحاتم

      Reply

  • پري

    |

    من يه دختر ٢٢سالم
    از بچگي مامان بابام باهم دعوا ميكردن چون بابام معتاد بود و مامانمو كتك ميزد تا اينكه ١٧سالم شد و طلاق گرفت و يك هفته بعد از طلاق بابام فوت كرد و مامانمم ازدواج كرد و من داغون شدم
    همون موقع منم با يه پسر خيلي خوبي دوست شدم و قرار شد باهم ازدواج كنيم كه تا همين ٢ماه پيش باهم بوديم يعني پنج سال تمام
    من تو بچگي پرده بكارتمو از دست دادم و بهش گفتم اونم قبول كرد و بعدش خودم خواستم رابطه جنسي داشته باشيم چون قبولش داشتم حتي مامانمم قبولش داشت اما چون وضع مالي خوبي نداشت بايد صبر ميكردم واسه ازدواج
    حالا بعد پنج سال همه چيو زير پاش گذاشت و رفت و تنهام گذاشت
    من موندم و كلي ارزو و با وجود رابطه جنسي ديگه نميتونم با هيچكس ازدواج كنم دارم ديونه ميشم
    داداشمم كه معتاده و كمپه
    من خيلي تنهام مامانمم ديگه دوستم نداره همش ميخواد من ازدواج كنم اما نميتونم كه چون پرده ندارم ميخوام خودكشي كنم اما واسه غصه خوردن مامانم ميترسم
    اين مشكلاي شما در برابر سختياي من مثه جوك ميمونه

    Reply

    • مرتضی

      |

      سلام ،بنده پرده داشتن یانداشتن برام مهم نیست !گناه گذشته طرفم به خودش ربط داره والله !مگراینکه هنوزم بخوادانجام بده !چیزی که برام مهمه اخلاق ،ساده زیستی وایمان به الله است !!واینکه بتونه وبخوادکه کمکم کنه !چون واقعاٍنیازبه کمک دارم !امابه نظرم توزمانه ماحرف اول وآخروبیشترازهمه پول میزنه وبیشترآدماتبدیل شدندبه یه مشت حیوون بیرحم که میخوادفقط دیگرانوله کنندوازشون سوءاستفاده کنند !!ازاین دنیاپلیددیگه حالم بهم میخوره !!!ازالله خیلی مرگم راخواستم نمیدونم چه حکمتیه که جونمونمگیره !!به خودکشی هم زیادفکرکردم ،اماازدردش میترسم وهم ازعذاب اون طرف !!تورابه الله کسی هست که بخوادواقعإکمکم کنه !بدون نیت سوءاستفاده !!بدون نیت ضربه زدن !!!؟اصلاًتویی که واقعاًمیخوای خودکشی کنی !خوب بیاقبلش به بنده کمک کن وبنده هم هرکاری ازدستم بربیاد برات انجام میدم انشإالله !نمیدونم !!!شایدم داره چرت وپرت میگم !!!برام دعإکنید !یاعلی .

      Reply

  • همونی که با چکش قلبشو کند

    |

    نظر هارو خواندم می خواستم خودکشی کنم ولی تا تک تک این افراد رو ملاقات نکنم خودم رو نمیکشم

    Reply

  • فرزانه

    |

    دوستان خیلی خستم یه مرگ راحت میخوام به اون دنیا هم اعتقادی ندارم هرچیم باشه مهم نیست چون دیگه بریدم

    Reply

  • ستاره ظ

    |

    من ۶ماه هست که فارغ التحصیل شدم و دنبال کارم متاسفانه واسه ما جوانان نه کار هست نه امید به زندگی خواهشمندم اگر براتون مهمه فکر خودکشی نیوفته تو ذهن جوون های مملکت اسباب کار و درآمد رو واسه ماها محیا کنین.من دخترم و ۲۲سالمه نمیتونم که گدایی کنم پدرمم از دنیا رفتن واقعا سخته زندگی تو شرایط من .امشب اولین دفعس به خودکشی فکر کردم .ولی اگر تا ماه اینده کار پیدا نکنم حتما خودم رو میکشم و مسولش هم اجتماع و مسولین بیخیال کشورم هستن.

    Reply

  • هانیه

    |

    وقتی زندگی سخت بشه و کسی نخوادت بهترین راهه…..

    Reply

  • Diba

    |

    من میخوام این کارو انجام بدم الان دو یا سه روز میشه اما با خودم میگم شاید همه چی بهتر شد اما روز به روز داره بدتر میشه حتی یه بار تا دم مرگ رفتم اما پشیمون شدم هیچ امیدی ندارم و همچنین هیچ دوستی و از اعضای خانواده هم کسی به من محل نمیزاره و من هیچ محبتی دریافت نمیکنم فقط برادر بزرگم هست ک اونم پیش ما نیست و یه شهر دیگست . چیکار کنم ؟

    Reply

    • سرور

      |

      سلام دیبا جان خودکشی اشتباه محض تو با خودکشی فقط شانس زندگی رو از خودت میگیری
      نباید تو زندگی منتظر دیگران باشی باید خودت واسه خودت یه کاری بکنی
      من یه اعتقادی دارم تو زندگیم از هیچ کس هیچ انتظاری ندارم اینجوری دیگه هیچی ناراحتم نمیکنه هیچی…
      تو هم به خودت تیکه کن حتما یه راه بهتری هم هست

      Reply

  • ارسلان

    |

    سلام به همه دوستان من حدود سه سال پيش پدرم از پيشمون رفت كه الان ١٦ سالم شده و بعد از يه مدت مادرم ازدواج كرد و تا حدودي از طرف كل خانواده طرد ميشم انگار يه حيوون توي خونم و هر اتفاقي ميفته گردن منه حتي مادرم هم همش باهام دعوا ميكنه خانواده پدري هم كه اصلا نميخوان منو نميدونم ديگه چيكار كنم و به تنها چيزي كه فكر ميكنم مرگه شايد بعد از مرگ كمي محبت ببينم شايدم نه اما از اين زنگدگي بهتره.

    Reply

  • میثم

    |

    میشه یه روش بدون معطلی پیش رام بزارید یا بگید .چطو قرص سیانور پیدا کنم

    Reply

  • مریم

    |

    زندگی کوتاهه دیگه ما چرا کوتاه ترش کنیم؟یادتون باشه همیشه از شرایط سخته که آدمای قوی بیرون میان اگه دیگران بهتون ظلم میکنن چرا خودتون دیگه به خودتون ظلم میکنین؟بجای اینکه فرار کنین از مشکلتون یه راهی واسش پیدا کنین

    Reply

  • sahel

    |

    یه روش خودکشی بدون درد و خونریزی بگید😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

    Reply

  • N.y

    |

    من۱۹سالمه توزندگی باخونوادمم هیچ مشکلی ندارم.همه چی خوبه. پارسال کنکوردادم اما رشته دلخواهم قبول نشدم.امسالم نشد به مرز دیوونگی رسیدم دیگه.پدرمادرم هیچ مشکلی باهام ندارن حتی میگن برو دانشگاه آزاد..ولی من روی دیدنشونو ندارم.ازوقتی نتیجه رودیدم ازاتاقم بیرون نرفتم..منوپسرعموم همدیگرو دوست داریم خیلی زیاد فقطم این علاقه باعث شده که تاالان کاری نکنم,ولی حالم خیلی بده.میترسم کاری کنم چون اونوقت اون تنهامیشه

    Reply

    • خسته از زندگی

      |

      پس تو هم مثل من هستی😥😥😥
      منم امشب به فکر خود کشی افتادم چون نه تنها تو روی خانواده بلکه هیچ کدوم از اقوام هم نمی تونم نگاه کنم و متلک هایی میندازنو تحمل کنم

      Reply

  • فرحت

    |

    سلام از نظر من راه درست این نیست اما من کسی رو دوست دارم اما او در مقابل احساساتم بی تفاوت است کسی دیگری رو هم دوست نداره هر چی میکنم فراموشش کده نمیتونم میشه راه حلی برام بگین

    Reply

  • فرحت

    |

    لطفا راه حل بگین تا ناوقت نشده اگه نه تا اون وقت خود را خواهم کشت نشه دیر کنین

    Reply

  • نسرین

    |

    سلام عزیزم لطف کن یه راهی بده تا بتونم باهات صحبت کنم این ماییم که میتونیم همو درک کنیم :)

    Reply

  • حمید زارع

    |

    من دیگه بریدم امروز تصمیم گرفتم ک خود کشی کنم و دنبال راه روشی برای خود کشی می گشتم ک پیدا کردم قرض سیانور ک یکی قراره تا شب برام بیاره واقعا خسته شدم هیچکس بهم توجه نمی کنه ن.پدر ن مادر ن برادر
    واقعا مردن برای من بهترین نعمته یکساله بیکارم هرجا میرم بهم کار نمیدن
    در پناه حق

    Reply

  • Moein

    |

    سلام من یه پسر ۱۶ سالم، علاقمند به فوتبال و ارزومه که یه دروازبان موفق بشم.
    از طرفی پدرم میگه فقط درس باید بخونی و اگه نخونی نمیذارم بری فوتبال.
    بخاطر شرایط درسی و نداشتن حمایت از طرف خونوادم هرسال وضعیت درسیم بدتر شد تا امسال که ۴ تا درس رو تجدید شدم و شدیدا از طرف پدر و مادرم مورد فحاشی و تمسخر قرار گرفتم.
    من توی مدرسه ی تیزهوشان تحصیل میکنم و اکثر بچه های اونجا به واسطه ی پدر و مادر تحصیل کرده و کلاس های گرون رفتن درسشون خوبه ولی پدر و مادر من اینو درک نمیکنن.
    یکی از اصلی ترین دلایل افت تحصیلیم مقایسه با دیگران و عدم حمایت والدین بوده.
    میخوام خودمو خلاص کنم.
    اینم شمارمه هرکسی راهنمایی یا راه خلاصی داره خواهشا بهم بگه

    Reply

  • خدا

    |

    سلام زینب خانم من یک نفر رو میشناسم که خیلی خیلی میتونه بهتون کمک کنه و اون سید حسین عباس منش هست توی اینترنت جستجو کنید حتما”نامش میاد و انشاالله بتونید از صحبت هاش استفاده کنید.
    فارسی یا انگلیسی بزنید فرقی نمیکنه
    گروه تحقیقاتی عباس منشدانلود فایل جدید از استاد عباس منش
    “به رویاهایت باور داشته باش”
    از آن لذت ببرید و در قسمت نظرات، دیدگاهتان را بیان کنید
    https://abasmanesh.com/fa/believe-your-dream/

    Reply

  • الهه

    |

    سلام.من وهمسرم۶ساله ازدواج کردیم وحاصل ازدواج یه پسر۳ساله.عاشق پسرمم.اماباهمسرم مشکل دارم.همسرم فوق العاده بددهن ودست به زن داره.ازاول ازدواج همیشه باهم درگیربودیم ولی پدرم میگفت آبرومو نبرسرزندگیت وایستا وتحمل کن.مشکل من اینه که خوانوادم هم حمایتم نمیکنن.اصلاواسشون مهم نیست این همه کتک میخورم ویافوش میشنوم وتحقیرمیشم ازطرف همسر.خصوصا پدرم.نمیدونم چیکارکنم.همسرم میگه توبایدازمن بترسی امروز باپیام تهدیدم کردکه زندکیتوخراب میکنم منم گفتم من ازهیچی نمیترسم اینقدتهدیدنکن اونم گفت باکتک حالیت میکنم که بایدازم بترسی.
    همسرم عادت داره هرکاری واسمون میکنه منت میذاره.خسته شدم ازرفتاراش.امروزیه عالم قرص ریختم جلوم تاخودکشی کنم ولی پسرم چی…!

    Reply

  • پریسا

    |

    من دختری ام ک تو تموم لحضه ب لحضه های زندگیم احساس ۱غم عمیق دارم خیلی تو خودم میرم ب چیزایی ک میخاستم ولی بهشون نرسیدم فک میکنم بهم میریزم مثه ۱عقده شده برام ب خاطرشرایط خانوادمو پدر احمق معتادم مجبورشدم ۱۷سالگی ازدواج کنم ازخودم واین زنذگی متنفرم دوس ندارم زنده باشم همه چی اون چیزی ک میخام نیس عذاب اوره خدایا خودت کمکم کن منوزودترراحت کن

    Reply

  • Ss

    |

    من تا کنون خیلی برای درس تلاش کردم تمام آرزو هایم رو گذاشتم امسال برای سال دوم کنکور دادم رتبه ام بد شد تمام کسانی که از من بدتر بودند بهتر شدند و فقط من موندم الان به هیچ رشته ای جز رشته ی پزشکی و دارو علاقه ندارم و به این ها نمی رشه من از پرستاری متنفرم و فقط اون جا رتبه ام ميرسه و فقط دوست دارم بمیرم الان فقط همین و می دونم

    Reply

  • Ss

    |

    من یادم رفت خودم رو معرفی کنم دختر ۱۹ از یکی از شهرستان های خراسان رضوی هستم خیلی سال ها تلاش واسه درس خوندن کردم مقام ربانی کشوری داشتم گیتار میزنند امتحان نهایی ۱۹/۸۴ داشتم شاگرد دوم مدارس نمونه سال آخر مدرسه مو عوض کردم بعد تو مدرسه جدید بخاطر انتقاد از کم کاری دبیران دبیر ها منو خیلی خرد کردن تا جایی که هر گز دوست نداشتم برم مدرسه ترجیح می دادم بمیرم تا برم مدرسه سال اول رتبه ی ۱۴۰۰۰ گرفتم امسال شدم ۱۳۰۰۰ حالا دارم دیوانه میشم من درس خوندم اما بخاطر شرایط رو حیم نتونستم تمام افراد ضعیف تر از من بهتر و قبول شدم اما من باید برم پرستاری و رشته ای هست که ازش متنفرم یک سال دیگر موندن ریسکه شاید حتی بدتر هم بشم و اگه بمونم یکسان مامانم گفت دیگر هیچ حمایتی نمی کنم دارم از افسردگی رنج می برم موهام داره می ریزه واقعا ميگم نمی دونم چطور بیان کنم واقعا حالم بده و بار ها به خودکشی فکر کردم در طول تحصیلم حالا واقعا جدی هستم و مطمئنم تا قبل ورود به دانشگاه این کار رو میکنم

    Reply

    • م.م

      |

      با اینکه الان که این متنو مینویسم ۱۴ روز از کامنت شما گذشته ولی اینو بگم که افرادی رو میشناسم که فوق لیسانس مهندسی و علوم پایه یا حتی کشاورزی از دانشگاه های دولتی داشتند ولی الان دوباره دارند برای پرستاری کنکور میدند .

      Reply

  • محسن

    |

    سلام،شما باطب اسلامی درمان میشید،تحقیق کنید

    Reply

  • مرتضی

    |

    سلام ،بنده وضعیت روحیم خیلی بده !ازبچگی تاهمین حالابیشترتحقیرشدم !!؟دلم خوش بودکه ازدواج میکنم یه همدم پیدامیکنم !!اماجزسوهان روح چیزی نبوده !!؟چندماه پیش به خودکشی فکرمیکردم ،اماازاون ورترسیدم ؛وگرنه دلیلی نمیبینم تودنیایی باشم که هیچ کس برام ارزش قائل نیست !؟همیشه دوست داشتم بایکی ازدواج کنم که بتونه درکم کنه نه تحقیرم ودنبال سؤاستفاده هم نباشه تابنده هم خودمووقفش کنم ..‌. !!؟این توقع زیادی بود … !!؟حالااگه زنم اززندگیم گم نشه بره وبخوادنابودم کنه یاالله جونمومیگیره یاخودم زودترازوقتش میرم جهنم … !!؟تورالله دعإم کنید … !یاعلی .

    Reply

  • M

    |

    کاش مرگ مغزی بشم خلاص شم یکی از آشناهای ما در اثر مرگ مغزی مرد تازه اعضای بدنش هم اهدا کردن ثواب هم کرد.فقط همیشه از خدا می خوام مرگ مغزی یا ایست قلبی بشم بمیرم نخوام خود کشی کنم .

    Reply

  • صدف

    |

    در مقامی نیستم که کار کسیو قضاوت کنم اما خودکشی فقط پاک کردن صورت مسئلست بخدا منم چندین بار به فکرش افتادم اما باید بزنی به بیخیالی چند تا آهنگ شاد گوش کن مطمئن باش زندگی بالا پایین زیاد داره بخدا خیلی ها هستند تو زندگیت که بدون تو نابود میشن حتی اگه الان فکر میکنی ازت متنفرن ولی مطمئن باش حالا تو انقدر آدم اهل ریسکی هستی که میتونی سخت ترین کارهارو به راحتی انجام بدی ببخشید طولانی شد تجربست همش.

    Reply

    • نسرین

      |

      سلام میخوام باهات حرف بزنم…

      Reply

  • تنها

    |

    سلام
    دوستان قبل از خودکشی یکبار کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین رو بخونید،اگر بعد از اتمام کتاب باز هم نظرتون همون خودکشی بود دیگه خودتون مختارید

    Reply

  • شادی

    |

    بارها دست به خودکشی زدم بار آخر چند روزی هم تو کما بودم اما نشد زندگی انگار بزرگترین شکنجه ای هست که خدا برام درنظر گرفته. فکر میکردم اگه ازدواج کنم میتونم خوب زندگی کنم هنوز ده روز از عقدم نگذشته ولی همیشه ناراحتی و مشکلات هست حتی بیشتر از قبل حالام هرچقدر سعی کردم مقاوم باشم و امیدوار به روزهای خوب نشد میخوام باقی زندگیمو بدم به خدا تا همینجا برای من کافی بود

    Reply

  • sina

    |

    اونقد خسته شدم از دنیا میشینیم پا میشیم مامانم برام بی عرضه میگه واقعا بی عرضه ام چون بی کارم از خونه میخورم کارگری هم که هرروز نیس درضمن کارشناسی حسابداری دارم ولی بی کار اونقد با مامانم دعوا کردم دیگه اخرشم نمیدونم راهی جز رهایی همیشگی نیس

    Reply

  • بدبخت

    |

    من بین دو راه گیر کردم اگه خودکوشی کنم عواقب بدی داره اگه زنده بمونم غصه ها منو میکشن من۱۳سالمه و مشکل بزرگی دارم که میخوام خودکشی کنم از کلاس دومم برای خلاص شدن این فکر کوفتی اوفتاده تو سرم تا میخوام خودکشی کنم دستم قفل میشه خستم از این دنیا ای کاش من خیلی زود به تور طبیعی بمیرم تازشم این حرفا درد ادمو درمون نمیکنه ما سرچ کردیم اسون ترین راه خودکشی شما میاین بهمون امید میدی برین به درک همتون بابا😭😭😨

    Reply

  • Haniyeh

    |

    سلام من یه دختر ۱۸ سالم ک تا الان خیلی تصمیم به خود کشی گرفتم ولی تنها چیزی ک مانع از این کارم شده ترس از اون دنیا بود. خانواده ام تحصیل کردن با شرایط مالی خوب ولی واقعا از بی سواداش بدترن امسال کنکور دادم و رتبم به پزشکی نمیرسوند واسه همین رفتارشون باهام خیلی عوض شده انگار بدون درس خوندن هیچ ارزشی واسشون ندارم نذاشتن انتخاب رشته کنم و باید پشت بمونم اونم تو یه همچین شرایطی ک مثل زندونیام حق هیچ انتخابی ندارم نمیتونم با دوستام برم بیرون نمیتونم خوش بگذرونم نمیذارن گوشی بگیرم دستم خواهرمم شده بدتر از مامان بابام کسی ک بیشتر از هرکسی دوسش داشتم الان واقعا ازش متنفرم کارش شده تحقیر کردن من و هی مامان باباممو میندازه ب جون من.کارم از صبح تا شب شده دعوا کردن با خانوادم و کسایی ک تو این دنیا باید بیشتر از همه دوسشون داشت من ازشون متنفرم واقعا ازشون متنفرم هیچ احساس امنیتی تو این خانواده ندارم و هرکاری میکنم همش میترسم ک نکنه خانوادم بفهمن واقعا دیگه تحمل این شرایطو ندارم یه سال دیگم باید همش خونه باشم همین امروزم تصمیم به خود کشی داشتم ولی باز ترسیدم دیگه نمیدونم باید چیکار کنم

    Reply

    • Mahdie

      |

      عزيزم همه تو زندگيشون يه سريع از اين قبيل مشكلاتو دارن منم هيجده سالمه منم كنكورو خراب كردم منم نميزارن برم دانشگاه ولي مطمئن باش اين روزا تموم ميشه خيلي زود ولي با خودكشي تا اخرش در عذابي
      يه روزي از كارشون پيشمون ميشن تو قوي باش و ثابت كن ميتوني

      Reply

  • کسری

    |

    سلام. من یه پسر ۱۱ ساله ام که نزدیک به ۹ ماه هست که این فکر به ذهنم اومده. خواهرم هم یک بیماری لا علاج داره امّا این هیچ ربطی به فکر خودکشی من نداره. پدر و مادرم هم خیلی مهربون و خوب هستن و فکر می‌کنم که خیلی منو دوست دارن. راستش وقتی که از خودم می‌پرسم که چرا میخوام خودکشی کنم از جوابهام خنده ام می‌گیره. من یه پسر خیلی بی عرضه، خنگ، عقده ای، بدبخت و احمق هستم که عرضهٔ هیچ کاری رو ندارم. نه درسم خوبه، نه فوتبالم و نه هیچ چیز دیگه. تو ی هیچ ورزش و هنری هم خوب نیستم و به عبارتی ساده یک کودنم. یه قیافه‌ای دارم که هر وقت که تو آینه خودمو نگاه میکنم سریعا میام کنار و دوست دارم از همه‌ی کسایی که قیافه منو هر روز میبینن عذرخواهی کنم! من یه نو جوان بسیار خجالتی ای هستم. تو ی مدرسه هم همش کتک می‌خورم. یکی از بچه های فامیلمون هم هست که برادر رضایی من هست که اگه مامانم نبود اون بی‌شرف هم الآن اون دنیا بود. این و خانوادش انقدر به ما بدی کردن و ما رو تحقیر کردن که نگو. سرتونو درد نیارم؛ خیلی‌ها هستن که خیلی به من بدی کردن. از فامیل گرفته تا غریبه. از عمّه ام تا دایی هام. هر وقت که به این قضایا فکر می‌کنم خیلی عصبی میشم و دوست دارم همه رو بکشم. امّا میبینم که قدرت همچین کاری رو ندارم و فقط زورم به خودم میرسه. میبینم عرضه کشتن خودم هم ندارم! چند بار هم چندتا قرص رو شانسی برداشتم تا شاید یه تشنّجی کنم بمیرم اما هیچی رخ نداد! امّا راستش خیلی بی انصافم. چشم هام که سالم ان. گوش هام سالم، پاهایم سالم. اگه بخوام فکر کنم که خدا اصلاً لطف نکرده بهم هم خیلی بی انصافم. خلاصه اینکه من الآن منتظرم که به مرگ طبیعی دچار بشم و به قول معروف، روزی ۱۰۰ بار آرزو ی مرگ می‌کنم. راستش از خدا که پنهان نیست؛ از شما چه پنهون؟ من بیشتر از یک سال هست که استمناء میکنم. تا حالا به اندازه‌ی موهای سرم اقدام به ترک کردم امّا باز هم دست به این کار زدم. الآن هم ۱۳۰۰ تا صلوات به خدا بده کارم! اللّٰهم صلّی علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم.

    Reply

  • شروين

    |

    سلام.من خيلي مشكلات تو زندگيم دارم. تو خانوادمون هميشه دعواس. با جنسيتم مشكل دارم.(ترنسم) افسرده شدم. پدر و مادرم ميخوان طلاق بگيرن همش دعوا ميكنن واقعا خستم هر چقد بگم خستم باز كم گفتم. ولي دنبال يه راه ساده ترم يه راه بي درد. از خدا خيلي ميترسم… به پدرم گفتم گناهم چي بود؟ گف اين تقدير توئه به من چه… خيلي ساده :) شما بودين خودكشي نميكردين؟ خواهش ميكنم يه راه ساده پيشنهاد بدين… من راضيم براي عذاب جهنم ولي راضي نيستم براي عذاب اين زندگي تلخ…

    Reply

  • maniii

    |

    با سلام من ۱۴ سالمه و واقا قسد خودکشی رو داشتم اولش میترسیدم ولی بعدش عادی شد ۲ بارم خود کشی نا موفق داشتم ولی با خواندن این مقاله هالم خیلی بهتر شدش واقا از کسی ک این مقاله رو نوشته ممنونم ۵ ستاره کم است باید بهش انقدر ستاره بدیم که نتونه بشماره

    Reply

  • ئاگرین

    |

    تنها مرگ است که دروغ میگوید

    Reply

  • Zahra

    |

    من از دوران بچگی زندگی خیلی سختی داشتم… مادرم دچار بیماری اسکیزوفرنی حاد بود… توو بچگی کتکم میزد با قاشق داغ منو میترسوند… توو مدرسه هم پدر و هم مادرم توقع نمره.های بالا ازم داشتن… استرس زیادی داشتم و دچار خود ارضایی شده بودم بعدا فهمیدم این خود ارضایی خیلی برا دخترا بده…. از شانس بدمم توو کشوری زندگی میکنم که اینچیزا باعث میشه زندگیتو از دست بدی… الان بیستو پنج سالمه….. مادرم هنوز مریضه.. همیشه باهام بداخلاقه…. پدرم که تنها پشتوانه ام بود به خاطر خیانتی که به مادرم کرد دیوونه شده….اصلا انگار اون آدم قبلی مرده ….پنج ساله دارم توو دانشگاه سگ دو میزنم که یه لیسانس بگیرم اوضاع مالی خوبی هم ندارن خانواده ام… پدرم تمام پولهاشو خرج یکی دیگه کرد و منو بزور فرستاد رشته ای که بهش علاقه ندارم….توو هنر استعداد زیادی دارم ولی توو ایران کارهات اصلا ارزشی نداره… همه چی شده پارتی بازی… چند سال دنبال کارای مختلف رفتم ولی هیچ کدوم فایده نداشت… مادرم هنوزم که هنوزه باهام دعوا میکنه… اولا نمیدونستم این مشکله بعدا فهمیدم خودارضایی ممکنه باعث بشه تو. ازدواجم شدیدا شکست بخورم… چند سال هیچ خوایگاری قبول نمیکردم… از اول امسال دوبازه اجازه دادم… چهار تا خواستگار داشتم….. هرچهار تاشون منو کوچیک کردن…. یکشون اصن نیومد …یکشون سرکارم گذاشت… یکشون از هم خوشمون اومد بعد رفت که دیگه پیداش شه…. الان تنها امید زندگیم خواهرمه… ولی صریحا امروز بهم گفت ازدواج میکنه….. و من قراره تنها شم…. خدا رو خیلی وقته فراموش کردم چون اون هیچ وقت دعاعای منو جواب نمیده…. این زندگی پر تشنج من نیاز به تمام شدن نداره آیا؟؟ اونایی که میگن خودکشی کار دیوونه هاست زندگی مثل منو تجربه نکردن….

    Reply

    • مرتضی

      |

      سلام زهرإخانوم ،نمیدونم این پیامومیبینیدیانه !امااگه دیدیدامیدوارم بهم جواب بدید !ازصداقتتون دربیان مشکلات وشرایطتون خوشم اومد !مشکلات توزندگی همه هست … !نبایدخودتونوببازید !خیلی دوست دارم باهاتون صحبت کنم !احساس میکنم نقاط اشتراکی داریم که شایدبتونیم همدیگه رادرک کنیم ..‌ !!!اگه این پیاموخواندید ،برام جواب بذاریدلطفاً … !!یاعلی .

      Reply

  • بد بخت

    |

    مک تو یکی از مدارس نمونه دولتی کشور درس می خونم و خاوناده با سوادی دارم که همه مهندس و دکترن پدر و مادر خودمم همین طور ولی برای ۰.۲۵ نمره از مدرسه اخراج شدم و همه ترکم کردن دیگه امید به این زندگی ندارم

    Reply

  • بی دفاع ترین دختر دنیا

    |

    من تو زنپگیم چیزی کم نداشتم نه پول نه قیافه
    ولی
    ادم یجایی به ته خط میرسه
    مث خوده من ک یه شبه همه زندگیم نابود شد..
    یه شبه خونوادم خصوصا پدرم ک حدای من بود زیر پامو خالی کردن…
    بدی نکردم.
    ولی الان رسیدم به هیچی به نیستی…
    خیلی ارومم
    یه ارامش قبل از مرگ…..
    این اخرین وبگردیه منه….
    خدایا بابت این ۲۵سال زندگی ای ک به من دادی ازت ممنوننم ولی ببخشید. دیگه نمیکشیدم

    اونجا ارواح توی باد
    میان بیرون از خونه ها

    Reply

  • رضا

    |

    اي بابا بدون اينكه خودم بخوام ب زور امدم تو اين دنيا ب زور هم ميگن بايد زندگي كني
    اين دنيا زجر و نا اميدي و بيكاري و فقر و موندن هر آرزويي ب دل ، اون دنيا هم ك چه ب مرگ طبيعي بميريم چه خود كشي كنيم بازم جهنم!
    لعنت ب اين زندگي لعنت ب من
    لعنت ب ادم بدشانس لعنت ب بيكاري لعنت ب من ،
    من الان ٣٥ سالمه ، خدايي از خودم ادم بدبخت تر و ساده تر و توسري خور تر نديدم، يه عمره دنبال كاري ميگردم ك بتونم با درامدش زندگي كنم اما …….
    اي بابا اصلا من نميدونم چرا دارم اينها رو مينويسم
    فقط خواستم بگم آدم هاي ناچيز مثل من حتي جرأت خودكشي هم ندارن،
    انشالله هيچكي مثل من نشه- آرزو داشتم زن بگيرم تشكيل زندگي بدم اما حتي خرج خودم هم در نميارم ١٨ ساله دارم كار ميكنم ك از گرسنگي نميرم.

    Reply

    • زیبا احمدپور از تبریز

      |

      من عذاب وجدان دارم عامل نابودی زندگی کسی شدم که ۵ سال تو عشق و دوست داشتن بهش دروغ گفتم و بهش خیانت کنم. خیلی عذاب وجدان دارم خیلی احمق بودم که لیاقت عشقشو نداشتم خیلی دوستم داشت.

      Reply

  • مهدی

    |

    من یه روش کاملا بی درد و آرام و شرافتمندانه میشناسم که استفاده ی داروی پنتوباربیتال هست.
    توی آمریکا هر کس میخواد به زندگیش پایان بده میره داخل موسسات مرگ کمکی و از این دارو استفاده میکنه و راحت به خواب میره.
    میتونم تهیه کنم براتون :)

    Reply

  • ناهید

    |

    پس چی شد؟ چرا ننوشتید بهترین روش خودکشی چیه؟؟؟؟؟؟

    Reply

    • ناهید

      |

      رضا جان ،خیلی ناراحت شدم بابته حرفایی که نوشتی :(
      واقعا سخته….میفهمم
      زندگیه دیگه…چه میشه کرد.
      این دنیا به کسی وفا نکرده که به ما وفا کنه
      اما میگذره..

      Reply

  • علی

    |

    وقتی که انگیزه ای برای زندگی نباشه مرگ شیرین میشه حتی اگه اون دنیاتم خراب بشه
    وقتی احساس میکنی همه گذاشتنت کنار به تو اهمیت نمیدن , وقتی شخصی رو که عاشقانه دوستش داری و نمیتونی ابراز علاقه کنی به خاطر اینکه سنتون به هم نمیخوره یا هر چیز دیگه ای مرگ برات شیرین میشه مثل عسل چون هر چقدم تلاش کنی اون شخص و از یاد ببری فایده نداره چون اون قسمت تو نیست
    وقتی بین پدر و مادر بین تو با خواهر یا برادرت فرق میذارن تو احساس پوچی میکنی همون لحظه ست که مرگ برات شیرین میشه

    Reply

  • علی

    |

    مشنگا کسی ک میخواد خودکشی کنه که اصلا به خدا و اون دنیا فک نمیکنه
    من ۱۷ سالمه توی ی خونواده از لحاظ مالی متوسط بزرگ شدم
    بخاطر اینکه مادر و پدرم منو توی هیچ کاری حمایت نکردن و همش تو خونه موندم رو به فضای مجازی اوردم
    و فهمیدم ک مذهب و این داستانای تخیلیشون فقط بخاطر ادمای خرافاتیه که پول ازشون بگیرن حکومت کنن
    و اینکه کسی کنارم نیس منو درک کنه
    و متاسفانه به خودارضایی هم معتاد شدم بخاطر افسردگی و این مسائل
    در ضمن استارت افسردگیمم جایی خورد که وقتی پدرم تو مدرسه ای منو ثبت نام کرد ک علاقه ای نداشتم
    الان حدود شیش ماهه ک هر روز فقط فکر خودکشی تو سرمه
    خیال می‌کنم این زندگی فقط برای درد و رنجه و دگ تحمل درداشو ندارم
    کارم شده اینکه شب و روز تو اتاق دراز بکشم همین
    هروقتم ک بهتر میشم باز فکر خودکشی ولم نمی کنه

    Reply

    • دااااااغونمممممم

      |

      مشتی ما با دردات روزامونو شب میکنم اینا جزو شادیامونه😊 برو زندگیتو بکن خودکشی واس چی؟

      Reply

    • dying alone

      |

      اکثر کامنت ها رو خوندم و چیز های مشترکی بین دلایل خودکشی بود اما چیزی که بیشتر از همه به چشم میومد “خانواده” بود.
      خانواده ریشه اصلی اکثر مشکلات هستش و این ریشه طوری هستش نه میشه کندش و نه میشه عوضش کرد.
      خودم الان دارم به معنای واقعی نبود میشم.
      نه مالی ساپورت میشم نه روحی و حتی کلی سرکوفت و چرت و پرت برای بهترین فرزند دنیا نبودن میشنوم.
      ۱۷ سالمه و همجنسگرا هستم و این موضوع به شدت باعث منزوی شدن و تنها شدن من میشه و حتی نمیتونم این موضوع رو به نزدیک ترین آدمای زندگیم یعنی خانوادم بگم.
      اگر خانواده درست و حسابی و تحصیل کرده ای داشتم الان تو این صفحه نبودم………:(
      آخه چرا باید تو سن ۱۷ سالگی آدم به خودکشی فکر کنه؟

      Reply

    • mrt

      |

      داداش تو ۹۰ درصد گفته هات همدردیم
      جز اینکه من به مدرسه علاقه دارم و خانواده هم با مدرسه رفتنم مشکلی نداره فقط مشکل من اینه که همه میگن بی عرضه و دست پاچلفتی هستی و تو هیچی نمیشی ،من حتی هر سال شاگرد اول بودم!
      و دیگه اینکه من نه هیکل دارم نه قیافه نه پول نه روابط اجتماعی درست همش یه گوشه ای تو خونه کز کردم
      میخوام خودکشی کنم ولی از عواقبش میترسم ۱۹ سالمه کمکم کنید

      Reply

  • مرجان

    |

    سلام خدمت کسانی که این متن رو میخونن من مرجان هستم و‌۱۳سال سن دارم از زندگیم راضی هستم و از سلامتی که خانواده ام دارم و خودم دارم شکر میکنم ولی تنها مشکلی که من دارم این هستش که خوشم از پسری میاد اونم خوشش از من میاد و در ارتباط هستیم کسی از این ماجرا خبری نداره حال پسر عموم به خانواده ام گفته که مرجان رو عروس کنیم و من هم راضی نیستم خانواده ام منو روی فشار گذاشتن برای جواب مثبت من بهشون میگم دوسش ندارم ولی داداشم بهم میگه دلیلی داری که قانع کنه که چرا دوسش نداری من هم نمیتونم بهشون بگم از یه پسر دیگه علاقه دارم حالا هفته آینده میخوان منونامزدی کنن و هیچ فکری به جز خودکشی به فکرم نمیاد لطفا کمکم کنید😔😭

    Reply

  • سید قاسمب

    |

    من یه پسر نوزده ساله ام،خانوادم نه میزارن ازدواج کنم،نه میزارن دوست دختر داشته باشم،کلا انگار زندانی ام
    چون خانوادم مذهبی ان
    منم خیلی وقته تو فشارم،می خوام خودمو خلاص کنم،اما نمی دونم باید چند تا از چه قرصی بخورم…

    Reply

  • Enca

    |

    درسته میگین هیچ چیزی ارزش خودکشی نداره ولی …
    من خودم متولد ۷۲ هستم.سال ۸۹ ازدواج کردم یه زندگی مزخرف داشتم چون هنوز بچه بودم تحمل بعضی چیزا واسم سخت بود،بعد از ۳ سال خدا بهم یه دختر سالم و خیلی خیلی قشنگ داد که هنوزم که هنوزه بابت این نعمتی که بهم داد شکرش میکنم،زندگیم واسم سخت میگذشت با خیانت و کتک زدن شوهرم با این که من خیلی از قیافم و هیکلم راضی بودم از بس بچه بودم و مغرور به شوهرم اهمیت نمیدادم و این زندگی که داشتم رو واس خودم و شوهرم و بچم سخت کرده بودم و چند بار هم بخاطر نداشتن چاره دست به خودکشی زده بودم که هیچ فایده ایی نداشت
    بعد از ۵ سال زندگی که دخترم ۱/۵ ساله بود فکر مسکردم چاره ایی جز طلاق ندارم و درخواست طلاق دادم و از شوهرم طلاق گرفتم خانواده منم فرهنگی هستن و من تک دختر بودم بخاطر همین از طرف ۲ تا داداشم و مادر پدرم تو فشار بودم اوایل طلاقم فکر میکردم دنیا دست منه هرکاری میتونم میکنم و با کارای احمقانه ام خانوادمو از خودم سرد کردم دخترم از چشمم افتاد بعد مدتی مزاحمت یه مردی که همسشه دم خونمون یود و با تحدید و اذیت تونست منو بدست بیاره زندگی میکنم ،متاسفانه این مرد زن و بچه داره و من بخاطر وضعیتم که نمیتونم به گذشته برگردم و همه کارامو جبران کنم به اجبار دارم باهاش زندگی میکنم و واسم خیلی سخته تحدیداش که میخواد منو بکشه و به اجبار باهاش زندگی که نه بردگی میکنم
    اینقدر پشیمونم بابت همه کارای گذشتم اگه همچین ترس و محبتی رو که به این دارم به شوهر سابقم داشتم هیچوقت پشیمون نبودم و هیچوقت دخترم ک الان ۴/۵ سالشه اینقدر دربه در نبود و هیچوقت دلم نمیخواست که بمیرم و راحت شم از این زندگی تکراری
    نوشتین بخاطر فراموش کردن خودکشی به چیزای خوب فکر کنیم ولی من خاطره خوبی نداشتم که بهش فکر کنم و یا اجازه بیرون رفتن و قدم زدن و فراموش کردن ندارم
    تو یه خونه تنها دارم میپوسم
    حتی الان که دخترم خونه بابامه اجازه رفتن به اونجا رو هم به من نمیده
    ای کاش میمردم و هیچوقت این روزا زو نمیدیدم

    Reply

  • س س

    |

    هرچی پول داشتم توو زندگی همه رو از دست دادم .. واقعا ته خطم. خداحافظ

    Reply

  • Sahar

    |

    من نمیخوام خودکشی کنم ولی دیگه واقعا خسته شدم با اینکه نمیخوام ولی فک کنم تنها راه فرار از همه چی مرگه…. مامانم باور داره یه انسان عادیم فقد به دلیل اینکه درسم خوب نیس من واقعا درس خوندنو دوس ندارم… من دو ساله که از خانوادم جدا زندگی میکنم با وجود سن کمم…. من الان او حساس ترین سالهای زندگیم تنها بودم… حالا مامانم اومده میگه که برگرد پیشم ولی بازم سرکوفتا و منت گذاشتناش هس… اون فک میکنه پول همه چیزه …. من خیلی بدبختم نمیدونم چرا استعدادای دیگمو نمیبینن … حتی پدرم که به دلیل بیمیاریش فوت کرد چند روز قبل از مرگش گفت که درسمو بخونم منه لعنتی حتی نتونستم وصیت بابامو انجام بدم نمیدونم چه مرگمه و الان من ۱۷ سالمه ولی قلبم مث یه پیرزن ۸۰ سالس وقتی میگم فکرم مشغوله مامانم برمیگرده میگه مگه بچه هات گشنه موندن بی مصرف…. جلو همه منو ضایع میکنه …. فقت بخاطر درس نخوندنم…. ولی من استعدادای زیادی دارم من با اینکه کلاس نرفتم ولی تونستم دو زبان فرانسوی و کره ایو کامل یاد بگیرم …. من مقام شطرنج دارم….و مقام ژیمناستیک…. ولی اینا به چشم کسی نمیاد همش اون معدل لعنتی ملاکه …. بنظرم این دنیا سخت تره من حاظرم روزی صد بار میله داغ بزارن رو تنم ولی این چیزا رو تحمل نکنم…. سرکوفت نشنوم از تنها کسی ک دارم

    Reply

  • الهام

    |

    زندگی سختی داشتم، یه دختر زشت و دوست نداشتنی،،، خودم رو خیلی دوست دارم،، شونه های نحیف من هر کاری کرد تا حس بهتری به خودم داشته باشم،،، درس خوندم تا موفق باشم تا مقطع دکترا
    سعی کردم خودم و خانواده م رو نجات بدم ولی دنیا بهم روی خوشی نشون نداد.،، دوست دارم تموم شه،،، بنظر من، مرگ شفاست،،، من ضعیف نیستم،،، ولی آنقدر خودمو دوست دارم که به ذلت خودم راضی نیستم

    Reply

  • بدبخت منتطر مردن

    |

    سلام من ۱۵ سالمه تو خونه همه اذیتم میکنن دادشم منو میزنه مامانم سرزنش میکنه اما فقط بابام خوبه و من فقط بابامو دوست دارم اما بعصی اوقات اونقدر منو دعوا میکنه که حد نداره مامانم تو دعوا ها بهم انگ جنده دزد فاخشه بهم میزنه درصورتی که هرکاری خواستن ازم کردن بخدا قسم میخورم با هیچ پسری رابطه ای نداشتم فامیلام بهم احترام نمیذارن پدربزرگم دوسم نداره چپ میرم راست میرم منو میزنن و دعوام میکنن بارها به فکر خودکشی افتادم اما ترسیدم چون میترسم جون سالم به در ببرم بعد تو خونه یجور دیگه رفتار بکنن ففط داداشمو دوست دارن دادشم من کیزنه و میگه الهی تو تصادف میمردی تو سر راهی هسی دارم دوونه میشم فک میکنم من به اخر خط رسیدم و باید خودکشی کنم تا قدر من دسشون بیاد.

    Reply

  • Sickmind

    |

    من یه دختر ۲۰ ساله هستم
    سه سال کنکور دادم رشته ای که میخاستمو قبول نشدم واقعا دیگه نمیکشم براس چهارمین بار بخونم
    سه ساله که هیچ تفریحی نکردم از خونه بیرون نرفتم شدم یه آدم افسرده ی منزوی
    هیچکدوم از افراد خونوادمم درکم نمیکنن
    بابام وضعش خوبه ولی خیلی خسیسه حتی خرجی بهمون نمیده
    من همیشه آرزوی ی باشگاه رفتن به دلم موند
    اونقد مستبده که ما بهش میگیم هیتلر
    هیچکسو غیر خودش قبول نداره
    به ما پول نمیده ولی به خواهر و برادراش که خودشون از اینم پولدار ترن الکی پول میده و همش دور و بر اوناس و واسشون حمالی میکنه اما اگه ما چیزی بخایم میگه ندارم و عصبانی میشه و فحش میده حرفای خیلی بده بهمون میزنه حتی به مامانم
    تازه بخاطر اینکه ازش پولی نخایم ۵ ماهه که با من و خواهرم حرف نمیزنه حتی چندین باره ک سلامش میکنیم جواب سلاممونم نمیده راستش من دیگه اصلا دوسش ندارم حتی شاید ازش متنفرم
    همین چند وقت پیش میخاست ۵ ملیون همینطوری به عموم بده اما وقتی مامانم بهش گفت ک منو کلاس کنکور ثبت نام کنه گفت نه من پول ندارم و اینکارو نمیکنم
    ۲۰ سالمه اما هنوز یک بار تا سر کوچه تنها نرفتم چون ک نمیزاره میگه تو بچه ای
    وقتی دوستام بهم میگن بیا بریم بیرون همش یه بهونه ای میارم اونام دیگه بهم نمیگن
    این که نمیزاره من خونه دوستام برم من کلا دوتا دوست دارم یکیشون چند بار خونمون اومد از بس که خسیسه میگفت دیگه نیاد حق نداری دعوتش کنی اونم دیگه نمیاد
    دنیای من محدود شده به ی اتاق ک اونم فقط من نیستم با خواهرم مشترکه
    من حتی نمیتونم با خیال راحت ی دل سیر گریه کنم
    بابام اینقد بدجنسه حتی نمیزاره از چیزای خیلی کوچیک ک ی دختر دوس داره لذت ببریم
    نباید ناخون بلند کنی نباید لاک بزنی نباید آرایش کنی نباید رژلب بزنی همش نباید
    دیگه خسته شدم همه از پدراشون به عنوان تکیه گاه اسم میبرن ولی من چی نبودش از بودنش بهتره
    من اگه فقط حمایت پدرمو داشتم خوشبخت ترین آدم دنیا بودم
    اصن حمایت نکنه حداقل ی آزادی نسبی بهم بده
    من هیچکاری نمیتونم بکنم چون اجازه شو ندارم
    اونقدر عقده ای شدم دوسه تا لاک خریدم دزدکی میزنم و از اتاقمم بیرون نمیرم تا نبینه
    خنده داره نه؟ دلم به چی خوش باشه؟
    توی این دنیا به این بزرگی ی نفر نیست که باهاش درد دل کنم لطفا الان نیاین بگین برو پیش مشاور من حتی اجازه ندارم تا دم در برم
    آرزو داشتم والیبال برم از بچگی اما هیچوقت نذاشت
    دوران مدرسه هیچ اردویی نرفتم چون نمیذاشت
    درواقع مامانم هیچ حق نظری نداره اگه حرف بزنه بهش فحش میده
    یه آدم بد دهن عصبی خسیس این توصیفیه ک من از کلمه ی پدر دارم
    حس میکنم ازم متنفره وقتی خونه س من از اتاقم بیرون نمیرم ک منو نبینه
    دوتا خواهر بزرگمو بزور شوهر داد
    زن گرفتن داداشم ک در راس همشونه به بدبختی ازدواج کرد چون جناب پدر از دختره خوشش نمیومد
    ولی بزور بدبختی ازدواج کردن
    الان من موندم و ی خواهر دیگه م که ۳۱ سالشه ولی هنوز اجازه نداره با ی دوستش ناهار بره بیرون
    اخه از نظر بابام اینکار خیلی زشته مردم چی میگن هه
    سقف تفکرات پدر من اینه اینقدر کوته فکره
    ما هممون بچه های خیلی با استعدادی بودیم اما بهمون بها نداد هیچوقت
    من عاشق نقاشی و ورزش بودم اما هیچوقت نذاشت برم کلاس یا باشگاه پول داره ولی خساست نمیذاره
    جوونای همسن من همه خوشحالن ولی من چی توی خونه حبس شدم
    فک میکنم خودکشی تنها راهه 😔

    Reply

  • غزل

    |

    فقط میخوام دردام تموم شن…

    Reply

  • زهرا

    |

    سلام یه دختر ۱۷ ساله ام که همیشه همه چیز توی زندگی داشته به جز محبت پدر و مادر. بین هم سن های خودم همیشه موفق ترین بودم ولی از نظر پدر مادرم هیچی نمیشم و هیچی نیستم، از نظر پدر و مادر به ظاهر تحصیل کرده ام همه چیز لازم برای داشتن بچه پوله! به خاطر همین دارن بچه چهارمشون هم به دنیا میارن
    من خیلی چیزا رو تحمل کردم تو زندگیم ولی با این موضوع نمیتونم کنار بیام پس تا دیر نشده میخوام بهشون بگم که توی این خونه یا جای منه یا جای اون بچه

    Reply

  • مهـــــــــلا

    |

    شاید این بحث تکراری باشه
    اما شده بعد سه سال عشقو علاقه ب کسی ک تو خونتون زندگی میکرده یهو ببینید ی دخترو اورده خونه ،بعد این همه مدت بیاد بگه نامزد کردم ب توچه بخدا بریدم فقط ارزوی مرگ میکنم اینکه هرروز چشم تو چشم میشم باهاش دیوونم میکنه اینکه بازیچش بودم منو نابود میکنه
    بدتراز همه اینه ک کسیو ندارم ک باهاش حرف بزنم کمکم کنید توروخدا

    Reply

  • مهـــــــــلا

    |

    دیووووووونه شدم دیگه

    Reply

  • دختر بدبخت

    |

    واقعا دلیلاتون واسه خودکشی ابلهانه ست. زندگیم تا ۱۸سالگی نسبتا خوب بود اون نه خوووب!قابل تحمل!مدرسه فرزانگان (استعدادهای درخشان) می رفتم خونمون پایین شهر بود و بچه های فرزانگان همه پولدااااااار و متمول!بیست و چهار ساعته تحقیرم می کردن با خونتون ته … خونتون ته… مدرسه مون سرویس داشت هیچ راننده ای حاضر نبود بیاد محله ی ما، معلمامون محله ی زندگی منو مثال می زدن می گفتن همشون معتادن و..البته معتاد در مقابل بقیه حرفاشون گل و بلبل بود! به خاطر لباسام و… مسخره م می کردن، به خاطر اینکه پولی نداشتم زنگ تفریح چیزی بخرم بخورم، هیچکس با من دوست نمیشد، تنها و منزوی بودم، این تا ۱۸سالگی، بعدشم که رفتیم دانشگاه خوب دولتی با بدبختی باز خیری ندیدیم، ترم دو بودم بر اثر تجویز غلط یه پزشک و زمینه ارثی واریسم شروع شد! پول دکتر عروق رفتن نداشتیم خانوادمم براشون مهم نبود!الان از پایین تا بالای پام پر از رگ های بزرگه و پام چین چینه سلولیته خودم حالم از خودم به هم می خوره این هیچی شماره نزدیک بینی چشمم بالا می رفت تا شد۶!!!! متوقف شد اما تو۲۶سالگی دوباره شروع به بالا رفتن کرد!آخرین باری که رفتم دکتر۸بود الان احتمالا۹هست، یعنی عینکمو بردارم صورت هیچ کس رو تشخیص نمیدم مگه اینکه برم ده سانتی طرف!!!! بی پول بی پولم، خانواده م هم همینطور، کاری ندارم چون من مهندسی خوندم و الانم که همه شرکتها دارن تعطیل میشن و نون تو پزشکیه!!!!! هر چند پزشکی هم به درد من نمی خورد(با این چشمای باباقوریم که نمره ش۹ هست ویک سالی هست یکیش کوچیک تر از اون یکی شده و تازه انحراف هم گاهی دارم از همون سال اول دانشگاه!قبلش چشم من اصلا انحراف نداشت اما از همون سال شروع کرد به منحرف شدن) ته تقاری خانوادمم و هیچ پشتوانه ای ندارم بزرگترام بمیرن منم از گشنگی می میرم، اونام که جز سرکوفت این که چرا پزشکی نخوندی کار دیگه ای بلد نیستن، از جسم خودم متنفرم، از تحقیرای دیگران خسته شدم، هرچقدر دعا می کنم فایده نداره تو این دنیا همه چیز علت و معلولیه هیچ کس بدون خوردن قرص گلودردش هم خوب نمیشه حالا من چه توقعاتی دارم؟! اما من خودکشی نمی کنم اینقد صبح تا شب از خدا مرگ می خوام تا خودش منو بکشه و خلاص، آدم تو جهنم زقوم بخوره و تو نار حامیه باشه بهتر از زندگی تو این دنیا با تحقیر و تمسخر گسترده و چشم های تا به تا و پاهای حال به هم زنه

    Reply

  • یه تنها

    |

    سلام رفقا،چند وقت پیش گفتم میخوام خودکشی کنم و راحت بشم،بالاتر میتونید برید بخونید،ولی با یکم مطالعه و توکل به خدا به چیزهایی که میخواستم دارم نزدیک میشم و بدستشون میارم،رفقا اول کار کم نیارید و سری سراغ خودکشی نرید،به خدا توکل کنید و از خودش بخواید،چیزی که از خدا خواستید بدون یه نقطه کمتر بهتون میده،اینهایی که گفتم جوک نیست و برای خودم پیش اومد،انشالله همتون به هرچی از خدا میخواید برسید،التماس دعا،یاعلی

    Reply

    • آلما

      |

      باور نمیکنم

      Reply

  • آرمان

    |

    بجای این که جلسه ای ۱۰۰هزار بدی به یه مشاور سطح متوسط،و مسخره تر بشی که داری میری پیش روانشناس
    یه طناب میخری کارو تموم میکنی.
    دنیا خوبه ولی واسه شما.یه عده فقط بدنیا میان که خوشی ها و پیشرفت های دیگرانو ببینن.
    اینا چی میدونن بن بست زندگی چیه.چی میدونن که هرکار کنی آخرش میرسی به بن بست.چی میدونن حسرت حتی ۱ دقیقه شاد بودن و خوش بودن چیه.

    Reply

  • یوسف

    |

    به نظر من خودکشی بهترین راه خلاص شدن از زندگی هستش یعنی جزییات بیرون زندگی آدمو مجبور میکنه خودکشی کنهامشب آخرین شب زندگیمه کاملا تصمیم گرفتم
    هیچ ربطی هم به خانواده نداره
    من شخصن از جامعه آسیب جدی دیدم
    یعنی حقمو خوردن الان هم یه آدمه به درد نخور هستم
    امیدوارم همه مشکلشون حل بشه
    درضمن اون مشکلی که به دوتا سه بار تلاش حل نشه
    باید بیخیالش بشی
    یاعلی

    Reply

  • پروانه

    |

    سلام من خیلی تنهام
    من دوماهه عقد کردم همسرم بد نیست ولی اونقدر به دلم نمیشینه

    من از دست مادرم اینا خیلی اذیتم

    ازدستشون خسته شدم
    مارسم داریم جهازو مادر میگیره کمک جهاز پسر میده
    سر جهاز دعوا داریم

    Reply

  • علیرضا

    |

    دوستان بهترین راهکار اینه نظرات بقیه رو بخونین و بدونید که فقط شما تنها این مشکلات رو ندارین بلکه تعداد زیادی از مردم همینطورن.من خودمم همین مشکلاتو دارم ولی هر روز به خودم میگم بیخیال میگذره سعی میکنم خوش بگذرونم و جدی نگیرم با اینکه خیلی اذیت میشم گاهی اوقات

    Reply

  • سروش

    |

    من این روزا خیلی به فکرشم
    به امیدای زندگی میگید فکر کن – چیزی نمونده خب

    شاید همین روزا تمومش کنم

    Reply

  • آلما

    |

    من خستم … دیگه واقعا راهی برام نمونده چون مشکل من تموم شدنی نیست … من خیلی از خدا کمک خواستم به معصومین متوصل شدم اما همیشه عین قرص مسکن عمل کردن … موقتی … مگه نه اینه که میگن خدا در لحظه کافیه بخواد چیزی موجود باشه و میشه … پس چرا منو به بعد حواله میکنه ؟ خدا به من کمک نمیکنه … دیگه دنیاشو دوست ندارم …. خب دیگه تحمل ندارم ! بزور میخواد آدمو تو دنیا زنده بذاره … دیگه نمیتونم واقعا نمیتونم دیگه راه فراری ندارم میخوام خانواومو از دست خودم راحت کنم

    Reply

دیدگاهتان را بنویسید


انواع مدل های تصمیم گیری

انواع مدل های تصمیم گیریدر این پست و قسم...

3 ماه پیش
چگونه خشخاش بکاریم

چگونه خشخاش بکاریم در باغچه ( آموزش کلی ...

3 ماه پیش
چگونه شراب درست کنیم

چگونه شراب درست کنیم ( آموزش درست کردن ش...

3 ماه پیش
عوارض خوردن تریاک

عوارض خوردن تریاکدر این پست و قسمت برای ...

3 ماه پیش
عوارض خوردن مرگ موش

عوارض خوردن مرگ موشدر این پست و قسمت برا...

3 ماه پیش
قانون و شرایط و تفاوت تک ماده و تبصره برای دبیرستانی و هنرستانی ها و پیش دانشگاهی

قانون و شرایط و تفاوت تک ماده و تبصره بر...

3 ماه پیش
تعطیلات تابستانی ویژه دانش آموزان

تعطیلات تابستان خود را چگونه بگذرانیم وی...

3 ماه پیش
چگونه شاگرد اول شویم

چگونه شاگرد اول کلاس شویم تمامی دان...

3 ماه پیش
اعمال شب قدر 19 تا 23 ماه رمضان + شب قدر چه شبی است

اعمال شب قدر 19 تا 23 ماه رمضان + شب قدر...

3 ماه پیش
چه چیزهایی روزه را باطل میکند

چه چیزهایی روزه را باطل میکنددر این پست ...

4 ماه پیش
چرا باید روزه بگیریم

چرا باید روزه بگیریم + دلایل علمی و فوای...

4 ماه پیش
Nosebleed

علت خون دماغ شدن از یک سوراخ بینیدر این ...

4 ماه پیش
طلسم و جادو

چگونه بفهمیم طلسم یا نفرین و یا جادو شده...

5 ماه پیش
تقویم ترمی و زوج و فرد دانشگاه های مشهد

هفته زوج و فرد دانشگاه آزاد مشهد و سایر ...

6 ماه پیش
چرا باید سیزده فروردین خانه را ترک کنیم

چرا باید سیزده فروردین خانه را ترک کنیمد...

6 ماه پیش